ممنون از راهنمایی هایی که می کنید. اما اون توی دنیای خودشه اصلا اجازه نمیده که باهاش در مورد این مسائل صحبت کنم.
اخیرا داره کارهایی می کنه که فقط با تعجب بهش نگاه می کنم. مثلا دیشب داشتم اخبار گوش می کردم گفت اصلا میدونی که اخبار یه جور غیبته و نباید گوش کرد!!!
خانم من همیشه بهترین عطرها رو می زد و معمولا هر دو ماه یک بار عطرش تموم میشد. من دقت کردم که این مدت اصلا عطرنخریده و شیشه عطرش هم دیگه روی میز نیست، با خنده ازش پرسیدم عطر زدن که مشکل شرعی نداره؟ با جدیت گفت که حدیث داریم از حضرت محمد اگه زنی عطر بزنه و بره بیرون لعنت خدا و فرشته ها بر اونه..!!
چون نمیخوام تحت فشار قرار بدمش بهش گفتم بد نیست هر از چندگاهی پیش یه مشاور بریم، خوبه زندگیمون و روابطمون تحت نظر باشه، که برگشت گفت آدم مسلمان احتیاج به مشاوره نداره، هر چی مشاور میگه توی قرآن هست و ....
بهش گفتم خیلی خوب هم تو قرآن میخونی هم من، اما ما اونقدر با تجربه نیستیم که همه چیز رو به جا و به موقع انجام بدیم، گفت من این طوری فکر نمی کنم، من تازه راه درست رو پیدا کردم
گفتم میشه به من هم نشون بدی منو هم راهنمایی کنی؟ گفت اینطوری ارزش نداره باید خودت به یه درجه ای برسی..
دارم دیوونه میشم، به خدا آرامش از زندگی ما رفته، گاهی سرنماز به خدا میگم واقعا آخر دینداری اینه؟ دیگه کارم داره به کفر می کشه، من به کی بگم که زن خودم رو میخوام؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)