چرا میزنه

قصد هم مقایسه نیست کلا دوسال ه بخاطراین هیشکی رو جدی نگرفتم:p نه اینکه بخوام با این ازدواج کنم نه بلکه کلا حس ازدواج نداشتم ... و کلا جای اینکه به خواستگار فکر کنم به این فکر میکردم :D
ولی تازگی این چندوقت پیش بحث ازدواجم یک مقدار توی خونه پیچیده که خواستگارامو جدی بگیرم ...
بخاطرهمینم رابطه رو کم کردم باهاش و البته به خواستگارام هم فکر کردم.... ولی حس میکنم معیارهام یک مقدار تغییر کرده با گذشته م حالا شاید بخاطر سطح تحصیلات و تغییردیدم به ادما و زندگی باشه یک مقداری هم تاثیر دوستیم با این ....
بهرحال بااین خواستگارام رو مقایسه خاصی نمیکنم ...هرانسانی منحصربه فرد ه ...
بله درست متوجه شدید من از فکر کردن و خیال کردن به او لذت می برم میخوام کنارم حس کنمش ، حس میکنم اینجوری از وابستگی بهش در مییام بدون اینکه رنج بکشم و یک وقت می بینید سه ماهه ندیدمش و به خودم بیام و بگم پس بود و نبودش فرقی نداره و اونوقت وقتی وارد رابطه جدیدی شدم مثلا نامزدی یا هرچی دیگه کاملا از خاطرم مییاد بیرون اینجور حس میکنم بشه....
بهرحال فعلا که دوستش دارم و فکر میکنم تا ابد دوستش خواهم داشت ...
ولی دلیل نمیشه عاشق بمونم .... صرفا فقط دوستش دارم مثل خیلی چیزای دیگه دنیا...
بهرحال من از فکر و خیال کردن اون لذت می برم ....


همین بده و نمیزاره خوب به خودم کمک کنم که تمرکز کنم چون وقتی فکرش مییاد و خیالش مییاد دوست دارم لحظه ای رو به این فکر و خیال اختصاص بدم ...



شاید بخاطری هم هست که حس و احساسات عاشقانه خودم رو هم کمی کشف کردم و حس و احساسات خودم رو هم دوست دارم


حس عشق حس قشنگی ه بخاطر همین سخت از حسم بهش دل میکنم.
ولی اکی سعیمو میکنم و خوشحال میشم بقیه هم راهکارهاشون رو بگند.
قصدپروچونگی نداشتم صرفا احساسم رو باهتون درجریان گذاشتم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)