سلام mahsan
من از شما تشکر می کنم که به دوستانت در کلبه همدردی اعتماد کردی و مسائل خودت را و احساسات درونی خودت را با اونها در میون گذاشتی...
واقعا تا کسی عاشق نشده باشه... تا کسی درگیر یک احساس پاک نشده باشه... و تا چنین تجربه ای را قویا تجربه نکرده باشه... نمی تونه رنجش و فشاری که احساس می کنید درک کند...
استخاره بد اومد....
و همه چی تمام....
همه احساسات.... همه موارد منطقی شناخته شده.... همه مسیرهای رفته شده... همه آرزوهای مشتعل شده و.... همه ناگاه فرو می ریزند آنهم به شیوه ای مقدس.... و چه کسی هست که بتواند روی حرف خدا حرف بزند...
اما این ظاهر قضیه است...
اگر کسی این همه به استخاره اعتقاد دارد، باید قبل از منعقد شدن این همه احساس و شناخت مسئله خود را روشن کن، که لااقل اگر به خودش ضربه می زند به دیگری ضربه نزند...
و اگر طی شناخت و پیش رفت در ارتباطات به این نتیجه رسید که مشکلی وجود دارد، آنقدر جسارت داشته باشد که حرف را از زبان خودش بزند نه استخاره .... تا طرف مقابل حداقل تفهیم اتهام شود و بتواند از خود دفاع کند.... و یا شاید با همفکری مشکل حل شود...
فکر کنم «تاپیک استخاره ونقش آن در زندگی»، مکمل این تجربه تلخ شما باشه... لطفا اینجا کلیک کنید و مطالب آنرا نیز مطالعه فرمائید.
همچنین تاپیک دلتنگی های یک آشنایی نیز تقریبا به همین موضوع استخاره اشاره دارد.( می توانید اینجا را کلیک کنید)








علاقه مندی ها (Bookmarks)