سلام
ممنون از همه دوستان از LARG.62 عزیز
واقعا خیلی تحت تاثیر جمله آخرتون قرار گرفتم .... منو خیلی به فکر فرو برد ...
راستش قضیه دوستی یوسف با الناز رو به مامان نگفتم . مطمئنم اگه بگم مخالفت می کنه ولی به خاطر خودمم شده باید با مامان کلی صحبت کنم و ازش راهنمایی بخوام . چون خیلی منو درک می کنه ... مامانا همشون جواهرن...
همین الان مامان باهام صحبت می کرد گفت چند روز پیش 2مورد برای خواستگاری ازم اجازه می خواستن تا تشریف بیارن ... درباره شرایط هر کدوم برام گفت ... بازم منگ موندم نمی دونم چی بگم . احتیاج به زمان دارم ... مامان تصمیم رو به عهده خودم گذاشت ...
دوستان برام دعا کنید . . . . . . . .
![]()














علاقه مندی ها (Bookmarks)