سلام به دوست جدیدم تینا خانوم
من هم ورودت رو به همدردی تبریک می گم
اینکه با این تالار آشنا شدی خودش برداشتن اولین گام برای حل مشکلی هست که پیش اومده
خانومی نگران نباش
یه مقدار تحت فشاری و درکت می کنم که سختی های کودک نازت هم این فشار رو بیشتر کرده
ناراحت نباش همه ی انسانها گاهی اوقات در یک مقطع از زندگیشون از همه چیز خسته میشن ولی با همت و اراده ای که شما برای حفظ زندگی ات داری می تونی از پس این وضعیت خسته کننده بیرون بیایی
توی دعوا هم به قول قدیمی ها حلوا خیر نمی کنن ... بنابراین حرف های شوهرت رو زیاد جدی نگیر... خیلی از زنها هم موقع دعوا می گن مهرم حلال جونم آزاد .. ولی این حرف ها به این معنی نیست که زن و شوهر از هم متنفرند
..
عزیزم مشکلی که پیش اومده و احساسی که داری فکر نکن فقط برای شما هست ...همه ی زنها بعد از زایمان و مقداری پس از اون دچار افسردگی می شوند
خصوصا اینکه خودت گفتی از کار و پدر و مادرت هم دور شده ای ...خودش باعث میشه این حالت کسلی بیشتر بشه
و یه نکته ای که خودم بهش رسیده ام و الان می خواهم برایت بگم
خانم گل
خانواده ات الان همسر و دختر نازت هست ...
اینکه گفتی از خانواده ات دور شدی در حقیقت از پدر و مادر و خواهر و برادرت هایت دور شدی مگه نه
خود من بعد از ده سال زندگی مشترک تازه به این نکته رسیدم ولی خواستم بهت تقلب برسونم
وقتی زندگیمون ... شوهرمون... فرزندمون .. و خیلی اتفاقهایی که باب میلمون نبوده ولی اتفاق افتاده را همون طوری که هست بپذیریم ..خیلی از مشکلات برامون کوچک میشه
من هم منتظرم تا پاسخ دیگر دوستان را بدهی تا با همفکری همدیگر بتونیم یه جمع بندی داشته باشیم











علاقه مندی ها (Bookmarks)