
نوشته اصلی توسط
آسمان ابری
ابوذر گرامی اگر بخوایم در مورد شما قضاوت کنیم خیلی گیج میشیم و در آخر هم به نتیجه ای نمیرسیم
من یه راه حلی دارم برای اینکه هم جون خودت در امان باشه هم اون دختر(هرچند اون برات مهم نیست!!!)
چون اینجوری که معلومه اصلا نمیخوای برای این زندگی تلاشی کنی و تصمیمتو گرفتی...
با این که خودم مونث هستم دلم میسوزه که این پیشنهاد رو بدم ولی بهتر از اینه که
1-این وسط جان کسی در خطر باشه
2-با این اوصاف وارد زندگی با این دختر بشی،چون بد بختش میکنی
شما میتونی به خانواده ی دختر بگی که یه بیماری داری ،مثلا بیماری که باعث میشه در آیِنده بچه دار نشی و علت اینکه 4 سال به فکر رفتن زیر یک سقف نشدی و طفره میرفتی و بهونه میاوردی همین بوده، و بگی نمیخوام دخترتون بد بخت بشه و ... از این حرفهای اینطوری... مثلا وجدانت اجازه نمیده که اون به پات بسوزه.
عرب ها هم انگار بچه دار شدن براشون مهمه.فقط باید حواست باشه که دلشونو به رحم بیاری...
حالا دیگه در مورد حق و حقوق دختره و بقیه چیزا هم دوستان نظرات خوبی دادن...خود دانی...
علاقه مندی ها (Bookmarks)