پردیس جان منم نظری مشابه نظر فرهنگ عزیز رو دارم....اول از همه بشین یه کم با خودت خلوت کن...به قولی کلاهتو قاضی کن ببین چرا این همه با نامزدت اختلاف داری ؟ریشه اختلافاتت از کجاست؟ از خدت بپرس ...چرا؟ ایا به خاطر این نیست که این ازدواج یه ازدواج اجباری بوده؟ایا به خاطر این نیست که عشقی بینتون نبوده؟ ایا به خاطر این نیست که خانوادت به جای حمایت ازتو مجبورت کردن با این اقا ازدواج کنی؟
اگه ریشه و منشا اختلافت در جواب این سوالاهاست باید بگم داری عجولانه فضاوت و رفتار میکنی....فکر نکن با جداشدن وارد دنیای تازه ای میشی که همه چیز مطابق میلته...دنیایی که توی اون شخصی منتظرته که مردرویاهاته
نه توی زندگی همه مشکلاتی هست و هیچ کس هم نمتونه با کسی ازدواج کنه که 100% مطابق میلشه حتی اگه با عشق با هم ازدواج کنن
تصور من اینه که شما میخوای از اون اقا جدابشی چون دوست نداری درکنارش باشی ....چون نمیخوای اونو درکنار خودت بیینی...چون دوست نداری اون مرد زندگی باشه.... نه به خاطر اینکه باهاش مشکل داری ...اختلاف داری یا توی هیچ چیزی تفاهم نداری....برداشت من از نوشته هات اینه که داری با خودت ...خونوادت و تصمیمشون لجبازی میکنی....حقم داری چون جایی ایستادی که نباید می بودی....اما! این روهم درنظر بگیر یه کم دیر به فکر افتادی ...باید همون 5 ساله پیش راجع به این قضیه با پدر مادرت حرف میزدی...بحث میکردی...وحتی دعوا میکردی تا درنهایت همتون به یه نتیجه ای میرسیدین....اون موقع حالا به هردلیلی کوتاه اومدی و هر روز که گذشته خودت رو بیشتر مورد ظلم قرار گرفته دیدی...هرورز که گذشته از محبتت نسبت به خانوادت کم شده....و به نامزدت به چشم یه مزاحم غیر قابل تحمل نگاه کردی......نمیشه بهت حق نداد اما این روهم بدون که تو الان پر از فکر واحساسات منفی هستی.....فقط داری نقاط منفی رابطه هاتو پررنگ میکنی....هیچ پدر مادری حتی بی سوادترینشون بد بچشونو نمیخوان پس اگه چیزی در وجود اون پسر دیدن که لایق زندگی با چگرگوششون کرده و ازاون مهمتر از نظر بقیه افراد هم اون پسرخوبیه ....باید بگم تو هم زیادی دیگه شمشیرتو از رو بستی...یه کم احساساتتو تعدیل کن
تو تن به یه ازدواج ناخواسته دادی درست! اما این دلیلی نمیشه که جدایی بهترین راه حل باشه...حداقل به فرصتی به خودت و زندگیت بده....بیا و این بار یه جور دیگه به نامزدت نگاه کن...یه طور دیگه باهاش برخورد کن...هرچند ممکنه برات سخت باشه اما این کارو بکن عزیزم....بهت قول میدم پشیمون نمیشی...بهت میگم چرا؟
چون اگه همه چی با نامزدت عوض شدو اختلافاتتون از بین رفت که تازه وارد یه زندگی جدید و دوست داشتنی میشی
ولی اگه چیزی عوض نشد و دیدی اخرین راه یعنی جدایی رو باید انتخاب کنی اونوقت قاطعانه به این نتیچه رسیدی و از تصمیمی که گرفتی هیچ وفت پشیمون نمیشی...
پس اول ازهمه نگاهتو به زندگی کنونیت عوض کن....بعد رفتارتو با نامزدت(حداقل چند ماه به این رویه جدید ادامه بده)....و بعد منتظر بازخورد اطرافیان و زندگیت باش...چند راهکار انتخاب کن و به عواقت هرکدوم خوب فک کن و دراخرتصمیم نهایتو بگیر...اما عجله نکن...
دوست عزیز برای زندگیت بجنگ....زود ناامید نشو....و ازعقل ومنطقت به جای احساسات استفاده کن....به دلخوشیهای نیومده فکر نکن چون تا خودت نخوای وبراش تلاش نکنی اونا به سراغت نمیان ...
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)