نوشته اصلی توسط BABY
با سلام
نویسنده مقاله بالا شخص اینجانب نمی باشد .. لیکن بند مذکور را کاملا قبول دارم
شاید دیده باشید افرادی را که کورکورانه خدا را همچون معلم بداخلاقی می بینند که مرتب با چوب بالای سرشون ایستاده تا چنانچه دست از پا خطا کردند ادبشان کند.
خداوند بسیار به حفظ شخصیت و ارزشمند بودن انسان سفارش کرده است ولی گاهی افرادی دیده می شوند که خود را پست و حقیر دانسته و پر از گناه ... و به علت اینکه خطاکار هستند مرتب خود را سرزنش می کنند
baby گرامی همانطور که خود گفتید ... خداوند بنده ای را که بر گناه خویش واقف بشود و به سمتش برای بخشش بیاید بسیار دوست دارد و همین خدا می گوید به رحمت من امیدوار باشید
برداشت بنده از بند فوق در خصوص افرادی است که در امید و رحمت خدا را بسته می بینند و خدا را آنچنان که سزاوار خداییش هست نمی شناسند
از دین و قران تنها آتش و عذاب را دیده اند و بس.
چشم بر مودت و مهربانی خدا بسته اند خود را حقیر و پست معرفی کرده و و بر آن اصرار می ورزند .... و هرچه آیه و دلیل بیاوری که خداوند بخشنده هست زیر بار نمی روند و خود را زیر یوغ باطل محبوس می کنند ، کورکورانه این حس حقارت را ارزشمند دانسته و به خود می بالند که اگر خود را از همه ی نعمت های دنیا محروم کنند و خود را همیشه خطاکار و مستوجب کیفر بدانند دیندار واقعی و مومن به خدا هستند.
با تشکر









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)