ممنون از همه دوستانی که در بحث شرکت کرده اند امیدوارم با کمک هم بتونیم به راه حل های خوبی برسیم
اگر شما به آنچه موجب خشم همسرتان می شود به طور کامل پی ببرید، می توانید برای کنار آمدن با چنین موقعیت هایی برنامه ریزی کنید.
همیشه نمیشه علت خشم معلوم نیست مثلا این سری به خاطر یه مشکل بزرگی که سر کارش براش پیش امده بود عصبانیت اش را به خانه آورد و این را الان که چند روز گذشته فهمیده ام و این هم چیزی نیست که من در ایجادش نقشی داشته باشم
و یه مطلب مهم دیگه اینکه همسر من بعد از گذشت سه سال از زندگیمان کلی ارامتر شده . این را مدیون صحبت هایی می دانم که بعد از ارام شدن اش با هم داشته ایم . اوایل ازدواج ما هفته ای یه دعوای این شکلی داشتیم و جالب است بدانید که الان شده 8 ماه یکبار
فکر کنم موفقیت خوبی باشه . همه اطرافیان هم می گویند که او خیلی ارام تر شده و اون روحیه سلطه طلبی و پرخاشگری اش کمتر شده
ولی توی این سالها روش من سکوت مطلق بود . اجازه می دادم هر چی میخواد بگه هر کار میخواد بکنه و بعدش که اروم می شد در مورد اون موضوع صحبت می کردیم و اگه خیلی تند روی می کرد حتما برای جبرانش یه کاری که من دوست داشتم انجام می داد مثلا مسافرت یا یه خرید سنگین
و اینکه توی شوخی ها همیشه نوع رفتارهایی که اون موقع ها داشت را به روش می اوردم و با هم کلی به اونها می خندیدیم و این کار یکی از چیزهای مهمی بود که کمک کرد که شدت عصبانیتهاش کم بشه . خیلی موثر بود
ولی دیگه نمی خوام حرف بشنوم مشکل اینجاست که این جرف شنوی من الان نتیجه اش شده اینکه مثلا خانواده من به اینجا رفت و امد ندارن . اقوام من نباید اینجا بیان یا من باید حجابم و لباس پوشیدنم بشه اونی که اون دوست داره .
در واقع با زور گقتن داره می خواد منو عوض کنه. چون دیده تا حالا با این روش به خیلی از خواسته هاش رسیده. اینه که دیگه نمی تونم روش قبلی را ادامه بدم و دنبای راهی هستم که دیگه سکوت نکنم و از طرفی زندگیم به هم نریزه











علاقه مندی ها (Bookmarks)