به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

Threaded View

  1. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شکر، ستایش و نیایش

    ودست هایم که به اسمان می رسند.
    دست هایم را درهوا بلند می کنم و چشم هایم را چون دو گودی تاریک ،در زوایای متروک شب می چرخانم ،چقدر تنهایی در تنم ریشه دوانده است!
    چقدر روزهای مکررم تاریک و سردند و چقدر شب های مکدرم از بوی رخوت سرشارند !
    پروردگارا!صدام را در تهی گاه حنجره ام رو به خاموشی می رود و دست های بی هدفم ،دست اویزی برای چنگ زدن نخواهد داشت.
    خدایا!
    دریچه های روبرویم پرپر می شوند و بال های پروازم بو ی زخم های ناسور می دهند و جرات گشوده شدن ندارند.دیوارها امتداد اوارشان را تا شانه های خسته ام ادامه می دهند و رقص تازیانه عبور ،زانوان مقاومتم را بر خاک می ساید .
    چقدر دیوار روبرویم تکثیر می شوند و چقدر پنجره روبرویم براخاک می افتند!
    چقدر روزهای نیامده ام از اهنگ مسموم مرگ به سماع می نشیند!
    خاکستری ارزوهایم درانبوهی تلافی روزهاو شب ها،چون ضربه های ممتد سنج ،گیج می رود.
    معبودا!
    مرا ازاین همه روزمرگی نجات بده!طنین صدایم را کسی نخواهد شنید و فریادهای لالم ،خواب سنگین شهر رانمی اشوبد.
    بگذار تنهایی ام را برایت ضجه بزنم.
    دهانم بوی پاییزهای سوخته می دهد و کفش های عابرم خمیازه های کشدار خیابان های انبوه را مزه مزه می کند.
    پای سفرم بوی ابله می دهد و ذهن کوچه از تکرار گام های بی فرجامم فرسوده است.
    بالی برای پرواز می خواهم و دریچه ای که ازان به سویت پر بزنم.
    دهانی می خواهم تا جسارت فریاد داشته باشد و چشمی که در تیرگی ها،ازدحام غبار را بشکافد وبه نور برسد.درضرباهنگ نبضم عطش رسیدن به لطف تو تکرار می شود .سجاده نیایشم سال هاست که برایوان های باران خورده باز است و سال هاست عطر اطلسی های نورسته از جا نمازم برمی خیزد.
    بگذار دست هایم را درهوا بلند کنم!
    بگذار !چون غباری در وزش نسیم ،محو و نابود شوم.
    معبودا!


    به تو پناه می برم که جز تو پناهی نیست.

  2. 4 کاربر از پست مفید setareh تشکرکرده اند .

    setareh (پنجشنبه 19 شهریور 88), رها68 (سه شنبه 19 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  2. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  3. شرکت در ازمون های استخدامی
    توسط agirl در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 خرداد 91, 20:41
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.