درسته..خانواده ی من روی موضوع عکس حساسن...من تازه درسمو تموم کردم و قبلش به این شدت استرس نداشتم.نمیدونم یهو چی شد.با هر خواستگاری که میاد دلم آشوب میشه.حرف مهتاب خانم رو قبول دارم ولی میترسم بعد یه مدت همه چی لو بره..اونوقت چی؟
اصلا همه اینا به کنار...با خودم چطوری کنار بیام.نمیشه یک عمر رو با اضطراب سپری کرد.نمیدونم شاید تا اونموقع حالم بهتر شه ولی اگه نشد چی؟این اضطراب من کاملا توی رفتارم داره خودشو نشون میده..ولی همه فکر میکنن طبیعیه .حرفمو به هیشکی نمیتونم بگم..خیلی سخته تحملش.چیکار کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)