سلام دوست عزیزم....من خیلی کم سن و سال تر از اونی هستم که بخوام شما رو نصیحت کنم ...اما به حرحال این نظر منه...ممکنه درست بتشه یا اشتباه....به نظر من بهتره که با ملایمت حالات روحیتونو در میون بذاریدو اول از همه توقعات احساسیتونو مطرح کنید....اینکه بی هیچ مقدمه ای مثلا بگید باید به خانوادتون احترام بزاره به نظر نمی یاد که ایشونو قانع کنه...باید ایشونو قاع کنید که خوشحالی شما بستگی به رفتار ایشون داره...و خوشحالی بچتون به خوشحالی شما....سعی کنید وقتی موردی پیش میاد که ناراحتتون میکنه دلخوریتونو با قهر و بی محلی نشون ندید...فقط براشون توضیح بدین که این کارشون باعث دلخوریتون میشه و توقع یه چنین چیزی رو از از کسی که دوستون داره ندارید...و سعی کنید با این حرفا احساسشونو نسبت به خودتون بیدار کنید....ظاهرا ایشون یادشون رفته که شمارو دوست دارن....در مورد خانوادشون هم سعی کنید حساسیتتونو کنار بذارید...همه آدما حسودن و رفتارای مادر شوهرتونم به این خاطر که با شما احساس نزدیکی نمیکنن....شما خودتونم مسلما هر چقد که رابطه خوبتری با یه نفر داشته باشین کمتر بهش حسادت میکنید...پس سعی کنید رابططونو با مادرش بهتر کنید و هر فرصتی که پیش اومد حتی تنها بهشون سر بزنید...میدونم که برخلاف میلتونه اما اگه نخواید رو غرورتون پا بذارید با تحریک مادر شوهرتون وضع از اینم سخت تر میشه ....امیدوارم موفق باشید....