سلام
پریوش خانم گل من تقریبا کل تاپیکت رو خوندم . دوستان خوب راهنماییت کردن و میتونم بگم چیزی برای من باقی نمونده که بگم یعنی حرف من هم همینهاست.
اما چون قول دادم ...
امام علی (ع) در زمینه خوشنود کردن دیگران کلام زیبایی دارند که چون دقیقا عین کلمات اون توی ذهنم نیست مفهوم کلیش رو میگم: ایشان فرمودند :هیچوقت تلاش نکنید همه را از خود راضی نگه دارید چون نمی توانید .من که امام شما هستم نتوانستم شما هم نمی توانید.
با توجه به این کلام مولا(ع) واضحه که کسی نمیتونه رضایت همه اطرافیانش رو جلب کنه چون هر کاری که به مذاق یکی خوش بیاد حتما به مذاق دیگری ناخوش میاد و در اینصورت ما احساس ناکامی یا بی ارزش بودن یا بی عرضه بودن(ببخشید کلی میگم) یا ...مکنیم.
مشکل اصلی تو اینه که اعتماد به نفست زیادی پایینه و برای شخص خودت اعتبار قابل توجهی قائل نیستی اما به دیگران خیلی زیادی توجه میکنی.عزیزم تو هم مثل شوهرت و بقیه یک انسان هستی با تواناییهایی در حد یک انسان نه بیشتر .تو به دنیا نیومدی که حلال مشکلات دیگران باشی حتی مشکلات همسرت!
اما میتونی و وظیفه انسانی حکم میکنه که در حد توانت و تا جایی که عاقلانه باشه به دیگران کمک کنی .
عزیزم تو هر کاری تعادل بهترین راهکاره نه افراط و تفریط.همونطوری که دین ما اسلام دین تعادله و با افراط و تفریط مخالفه!
تو باید خودت باشی و طبق عقل و فکر خودت کارهات رو انجام بدی نه باب میل دیگران که اگه کارت درست باشه نیازی به تایید دیگران نداری
تو هم مثل بقیه نیازهایی داری،احساس داری،نقاط ضعف و قوتی داری . تو قهرمان زندگی همسرت و دیگران نیستی که مدام حواست باشه کم نیاری و اشتباه نکنی.
سعی کن خودت رو با دیگران مقایسه نکنی و اگر میکنی طبق سفارش امام صادق (ع) با زیر دستان و کسانی که از هر لحاظ از تو پاینترند مقایسه کنی تا قدر خودت رو بیشتر و بهتر بدونی و عزت نفست بالا بره.
عزیزم تو باید کاری کنی که ازت بیش از وظیفه ات انتظار نره .نیکی کردن حتی برای خانواده هم حدی داره و بیشتر از اون نه تنها خوبی محسوب نمیشه بلکه گاهی مضر هم میشه مثل همین بی مسئولیت شدن همسر.در اونصورت لطف تو وظیفه ات محسوب میشه و توقعات دیگران بالا میره
وباز طبق فرمایش مولا علی (ع) ما باید به دیگران ماهیگیری یاد بدیم نه اینکه برای کمک کدام بهشون ماهی بدیم و اونها ندونن این ماهی چطوری و از کجا میاد ؟چه مهارتی میخواد ؟و چه زحمتی داره ؟
خیلی از کارهایی که تو میکنی هم ظلم به خودته و هم به همسرت و قبول کردن ظلم هم باز ظلم محسوب میشه.!
خیلی از خانمها هستند که از بیرون بودن بیش از حد همسرشون گلایه میکنند که یکی از دلایل این فراری بودن همسرشون اینه که فضای خونه براشون جذابیت نداره و ترجیح میدن بیرون خونه باشند با اینکه باید بیشتر کار کنند و استراحت نکنند اما بیرون رو به خونه خالی از محبت و صمیمیت و آرامش ترجیح میدن. این درست عکس رفتار همسر توه .که چون محیط خونه باب میلشه و از هر لحلظ بهش خوش میگذره(البته زیادی)تمایلی به بیرون رفتن نداره و حتی برای کار کردن هم انگیزه ای نداره چون به جای اون تو داری نیازهای خانواده رو تامین میکنی.
خواهر خوبم از اینکه تصمیماتی برای سرو سامان دادن به زندگیت گرفنی خوشحالم و برات آرزوی موفقیت میکنم.
سعدی میگه :
دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست
در میان این و آن فرصت شمار امروز را
حواست باشه تو بحثهایی که پیش میاد باید سعی کنید همدیگرو محکوم نکنید و دنبال مقصر نگردید حتی اگه مقصر مشخص باشه .چون طرف مقابل جبهه میگیره و تاثیر پذیریش کمتر میشه .
پریوش جان چند سوال دارم که جواب بدی ممنون میشم:
1- نحوه آشنایی و ازدواج شما چطور بود ؟
2- اختلاف سنی تون ؟











علاقه مندی ها (Bookmarks)