مهم2: بعضی مهارتها جهت تغییر تدریجی وضعیت زندگی هست(مبتنی بر تغییر واقعیت ها)، بعضی مهارتها هم جهت سازگاری با وضعیت زندگی هست( مبتنی بر تغییر نگرش ها)
منفعل از آنها نباش. خود برانگیخته و مسئولانه رفتار كن (تغییر تدریجی واقعیت ها).
وقتی شما بر اساس اشتباهات یا رفتار آنها تحریك می شوی. یعنی منعل از آنهایی. اگر با شما خوب رفتار كنند در شما احساس خوب ایجاد می كند،وقتی رفتار به ظاهر مناسبی با شما ندارند ( ترجیح دادن داماد و دخترشان به شما، عدم سپاسگذاری و...) در شما احساس ناخوشایند بر می انگیزد. این یعنی شما منفعل هستید.
باید این روش را عوض كنید. شما باید خودتون فاعل باشید. نه تحت تاثیر آنها . لذا برای خود یك استراتژی بریز و براساس آن عمل كن.
مهم 3: گسترش دیدگاه و اهداف خود(مهارت تغییر نگرش)
یك راه لذت بردن از زندگی ، داشتن آرامش و احساس خوشبختی بر می گرده به این كه زندگی ما از چه چیزی پر شده باشه. اگر زندگی شما مثل یك فنجان باشه و از یك نوشیدنی تلخ پر شده باشه، شما احساس بدبختی می كنید. اما اگر وسعت زندگی شما به اندازه یك دریا باشه ،هرگز با تلخی یك فنجان آب ، دریا تلخ نمی شود.
یعنی اینكه وقتی گستره زندگی شما وسیع می شود،تلخی های رفتارهای خانواده همسرتان موجب بدبختی شما نمی شود.
اگر دنیای شما= همسرتون و خانواده شان
آنگاه خوشبختی شما به آنها وابسته است. و اگر اشتباه كنند زندگی شما خراب می شه.
اما:
اگر دنیای شما= همسرتون، خانواده اش + مادرت، پدرت، دوستانت ، فامیلت، تفریحاتت،سرگرمی هایت، مطالعاتت ، ارزشهایت، توانمندی هایت، آرزوهایت ، هنرهایت، تحصیلاتت، شغلت، برنام هایت، فعالیت هایت ، و بی نهایت ........
ممنون بي دل عزيز ،
اين كلمات و جمله هاي اموزنده شما رو بايد با طلا نوشت و قاب گرفت واقعا چقدر خوب و قشنگ گفتيد . مشكلي كه من و خيلي از دوستاي ديگه تو اين تالار داريم همين مسئله است .
1- منفعل بودن
يعني اينكه هدف و برنامه از پيش تعيين شده اي نداشته باشي و بدون راهنمايي و هدايت خواسته يا ناخواسته ديگران قادر به انجام درست كاري نمي باشيم .
2-خلاصه كردن لذت هاي زندگي در چند چيز محدود
مثلا من فقط با خوشحالي شوهرم خوشحال مي شم . ديگه برام فرقي نمي كنه كه چه اتفاقات خوب و قشنگ ديگه اي در دور و اطرافم داره رخ ميده در هر صورت من به قول معروف چشمم به دهن اونه كه اون چي ميگه اون چي كار مي كنه .
بين اين دو حالت رابطه مستقيمي وجود داره كه مرتب براي ما ادمها تكرار مي شه .
پس بايد بشينيم با خودمون خلوت كنيم ببينيم كه از زندگي چي مي خواهيم تو زندگيم به دنبال چي هستيم . هدفمون چيه ؟ چه چيزهايي براي ما خوب و چه چيزهايي از ديد ما بد هست . خوب مي مي دونم كي هستم به دنبال چي هستم ديگه برام فرقي نمي كنه كه ديگران با من مخالفت مي كنند يا نه . مثل اين كه من نماز مي خونم چون از بچگي مي خوندم و مامان و بابام ميخوندن شوهرم يا دوستم مياد ميگه چقدر تو عقب افتاده اي . چرا نماز مي خوني و از انجايي كه من دليل محكمي براي اين كارم ندارم سريع تحت تاثير قرار مي گيرم حالا يا دست از نماز خوندم بر مي دارم يا از حرف دوستم ناراحت مي شم و كلي غصه دار مي شم و اين مسئله در موارد ديگه هم صدق مي كنه.
حالا در صورتيكه من فاعل باشم نه منفعل حتي با انجام كارهام يا مثلا همين نماز خوندن از اونجايي كه دانسته و عاقلانه اين كار رو انجام ميدم مي تونم دوستم رو هم تحت تاثير عقيده خودم قرار بدم . .







.

علاقه مندی ها (Bookmarks)