سلام دوست خوبم صبا جان...
خوب حالا که ازدواج کردی و چند سال میگذره و یه بچه هم داری بهتره دیگه زیاد به گذشته فکر نکنی.اینکه من پرسیدم قبل از ازدواج هم همین طور بود یا رابطه اش با دخترتون چطوره واسه این بود که میخواستم مطمئن بشم بعد از به دنیا اومدن بچه کمتر بهش توجه داشتی یا نه؟؟؟
عزیزم با تمام اوصافی که کردی من معتقدم شوهرت دوستت داره و خیلی خوبه که خانواده ی خودش میدونن این رفتارشو فقط اون احتیاج به محبت و توجه بیشتر نه نــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــه گیر دادن و سر از کاراش در آوردن...
نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــه هی مچش رو گرفتن و دنبال بهونه گشتن...
زیر نظرش داشته باش اما نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــه مثه یه کاراگاه مدام دنبالش باش و عاصیش کن بلکه مثه رفتار یه همسر مهربوان و دلسوز هواش رو داشته باش تا اون بفهمه که واقعا دوسش داری و وحاظری به خاطر زندگیت گاهی سکوت کنی و سعی کن با این روند کم کم اونو سمت خودت بکشونی تا از دوستاش دست بکشه...
عزیزم یه شبه نمیشه رفتارای بد یه آدم رو عوض کرد...
تو اگه میخوایی شوهرت رو عوض کنی باید اونی بشی که تا حالا نبودی و کارایی رو بکنی که تا حالا نکردی,چون نتیجه ی همه ی کارای گذشته ات رو میدونی...
امیدوارم بیایی و از چیزای مثبت بگی.
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)