سلام مهسان عزیز.
از این جا هم یه سلام میکنم به دوستای قدیمی م که مدتیه کمتر میام.با یه نام کاربری دیگه ای هم عضوم که بیشتر با اون میام و استفاده میکنم.
مهسان جان منم معتقدم شوهر خوبی داری و اینایی که میگی در واقع مشکل نیست و یه سری اخلاق خاصه شوهرته.این که مرتب میره خونه ی خانواده ی تو و باهاشون رابطه ی خوب داره به نظر من یکی که به خاطر شوهرم با خانواده ام اصلا رابطه ندارم بزرگترین حسنه و مطمئن باش الان قدرشو نمیدونی ولی اگه مثلا شوهرت میگفت از خانواده ات خوشش نمیاد و دوست نداره باهاشون رفت و امد داشته باشی دیگه مطمئنا به این چیزای کوچیکش گیر نمیدادی.مهسان جون اینکه شوهرت آرومه و اذیتت نمیکنه اینم یه حسن دیگه اس.اینکه از کارات ایردا الکی نمیگیره بازم یکی از خوبی های شوهرته...به نظر من حالا که نمیتونی رفتار و اخلاق شوهرت رو تغییر بدی سعی کن به نقاط قوتش نیگا کنی و فقط اونایی که باب میل خودت نیست رو نبین.
گلم منم شوهرم به جز خرید عید باهام نمیاد خرید و یک سال هم از تو کوچیک ترم اما همیشه تنهایی میرم خرید و پذیرفتم که شوهرم به خرید کردن علاقه ای نداری و هرازگاهی هم که به اصرار خودم بردمش خرید فقط دیدم داره عذاب میکشه و اذیت میشه،پس ترجیح دادم بپذیرم که اینم یکی از رفتارهای شوهرمه که اگه بهش احترام بذارم و قبول کنم اون راحتره.
دوست خوبم مهسان جان حالا که شوهرت کلا کم حرفه وقتایی که میاد خونه بعد از اینکه یه چای خورد و یکم استراحت کرد تو واسه اش تعریف کن.تو سر صحبت رو باز کن،از کارای روزمره ات بگو,از خبر جدیدی که شنیدی بگو...من کلا از این راهکار نتیجه گرفتم,گاهی مثلا یه مطلبی تو نت میبینم و به نظرم جالب میاد,شب که شوهرم میاد خونه مستقیم میره پای کامپیوتر و به بقیه ی کاراش میرسه من میرم پیشش میشینم و شروع میکنم اون موضوع رو تعریف کردن و سر صحبت رو من باز میکنم و اونم در جواب حرفای من صحبتی میکنه و سر صحبت باز میشه و ناخوداگاه اونم مابین صحبت هاش از کارای روزمره اش میگه.البته همیشه این موضوعات تو یک سال اول زندگی مشترک حساسیت داره و کم کم این مسائل که به چشم تو یه مشکله بعدا به مرور زمان حل میشه خانومم.
قدر شوهرت و زندگی آرومت رو بدون عزیزم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)