به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 بهمن 90 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    2,419
    سطح
    29
    Points: 2,419, Level: 29
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: همسرم مثل بچه با من رفتار میکنه و حرفهاشو بهش نمیگه

    به نظر می رسد همسرتان بیش تر نقش دهندگی وشما نقش گیرندگی پیدا کرده اید به این معنا که شما در صدد گرفتن محبت و او در صدد دادن محبت و حمایت است
    نه اینطور نیست و من هم خیلی بهش محبت میکنم.راستش وقتی باهاش آشنا شدم مشکل عاطفی داشت و همش گریه میکرد و تا حدی افسرده بود و الان خوب شده اونم در اثر محبت های من.
    الان که دارم این متن رو مینویسم من خونه ام و اون خونه مامانم اینا!!یعنی با هم بیرون بودیم بعد که طبق معمول خواستیم بریم خونه مامانم اینا من گفتم یه کاری دارم خونه گفت پس تو برو کارتو برس بعد بیا و رفت!!
    فکر کنم این مسئله هم به مشکل عاطفیش برگرده.اون تو شهر ما غریبه و موقع نامزدی خونه مجردیشو تخلیه کرد و 7 ماه نامزدی خونه ما بود و شاید همین امر باعث شده باشه که به اونجا عادت داشته باشه.
    امید وارم بتونم مشکلات کوچیکم رو به کمک شما تو این سایت حل کنم.از اینکه می تونم درد دلمو اینجا راحت بنویسم خیلی خوشحالم و احساس سبکی میکنم.
    راستی دلیل اینکه خونه مامانم اینا نرفتم این بود که باز یه موضوعی پیش اومد و ازش دلخور شدم گفتم نرم که مامانم اینا نفهمن.بیام توسایت و کمی درد دل کنم سبک و آروم شم بعد برم.
    دلخوریم هم از این بود که بهم گفت "یادت میاد اونروز بهت گفتم زن کارمندم بهم زنگ زده بود و 50000 پول خواسته بود"(در خالی مه اصلا این قضیه رو ب من نگفته بود)منم گفتم نه اونم گفت حالا امروز زنگ زد پولو پس بده و من نگرفتم.انگار آب جوش ریختن سرم.سعی کردم به روی حودم نیارم ولی فهمید بدم اومد.یه ماه قبل پول داده الان داره میگه .اگه تاپیک قبلیمو خونده باشین میدونین چی میگم [b](کمک های همسرم به دیگران درست یا نا درست)[/b]
    اصلا امروز خیلی روز بدی بود.ما خیلی دیر بینمون دلخوری پیش میاد و من اصلا عادت ندارم.الان حالم خیلی گرفتست و دارم سر شما رو درد میارم.ببخشید

    خیلی دلم میخواد شر این کارمند کنده بشه راحت شم.یا خودش پول میخواد یا زنش زنگ میزنه یا مامانش.وقتی شوهرم مجرد بود از تنهایی همش خونه اونا میرفت تقریبا هر شب.واسه همینم اینا بهش احساس نزدیکی میکنن و از اونجایی که وضع مالی پایینی دارن خیلی هوای شوهرمو دارن که بهشون کمک کنه.
    ضمن اینکه این زن همکار قبلا میخواست دختر فامیلشو قالب شوهرم کنه(در دوران مجردی)ظاهرا یه ماهی هم دوست میشن بعد شوهرم به خاطر وضعیت خانوادگی دختره نمیگیرتش
    خلاصه این خانواده خیلی جلب ترحم شوهرم رو میکنن و من ازشون خیلی بدم میاد(شوهرم خیلی آدم دلسوز و عاطفیه)

  2. کاربر روبرو از پست مفید مهسان-م تشکرکرده است .

    مهسان-م (پنجشنبه 31 تیر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.