پسرای جامعه ما از ازدواج فراری اند. و دخترها نشستن توی خونه که انشالله شانس بهشون رو بیاره!!!!!!!! عجب منطق مزخرفی!!!!!
و منطق مزخرف تر اینکه این دخترا بیافتن دنبال اون پسرای فراری...
واقعا چرا وقتی یه پسر می گه که علاقمند شده بهش می گن بروجلو امید به خدا! اما اگه یه دختر بگه کسی بهش علاقمنده ولی حاضر نیست کارو رسمی کنه بهش می گن فراموشش کن؟!
واسه اینکه پسرائی که اغلب قصد جدی شدن توی رابطه رو ندارن و فقط علاقمندند

جزء همون دسته فراری اند و البته دختر هم از بس ناامید که دوست داره برخلاف همه نشانه ها وارد سوراخ خرگوش شه! (البته سوراخ خرگوش توی داستان آلیس در سرزمین عجایب چیز خیلی بدی نبود اما توی جامعه ما...

)
راجع به دلایل فرار از ازدواج نزد پسران به نظر من:
1)وضعیت اقتصادی که فرشته مهربان بهش اشاره کرد این فاکتور در کنار دلیلهای زیر تشدید میشه
2)مسولیت و حدود تعریف شده این مسئولیت در رابطه با ازدواج (همسر و والد بودن) در نسل ما بسیار وسیع تر و سنگین تر از این حدود در نسلهای قبلی هست و این به خاطر اینه که استانداردهای زندگی و همینطور استانداردهای خانم ها وهمینطور بچه ها و به طور خلاصه کل این فرآیند بالا رفته... من منظورم چیزی جدای شرایط اقتصادی است دارم روی خود حوزه تعریف مسئولیتها و وظایف فارغ از وضعیت اقتصادی و ... بحث میکنم...
3)ازدواج در ایران کلا فرآیندی پیچیده است و دارای ریسک بالائی است ... ازدواج کردن به مراتب ساده تر از خاتمه دادن به رابطه همسری بنا به دلایل متعدده.... و مشکل پیجیده و سخت بودن طلاق هم به لحاظ حقوقی و هم فرهنگی-اجتماعی و حتی اقتصادی باعث شده که کل فرآیند ازدواج از ریسک بالائی برخوردار باشه وقتی این مسئله در کنار شناخت ناکافی و نبود آگاهی و دانش لازم واسه ازدواج در سطح جامعه میذاریم میبینیم که این عامل ریسکی بودن ازدواج به شدت تشدید هم میشه (البته این عدم شناخت هم میتونه خودش عامل چهارم باشه...)
الان که نگاه میکنم میبینم همه این فاکتورها به تشدید همدیگه کمک میکنن....
دلیلی مثل رواج دوست دختر/دوست پسر خودش معلولی از علل بالا یا علتهای ریشه ای دیگه اند و از دید جامعه شناسی یه جور واکنش
جریان جامعه به این
موانع اند ... ضمنا باید توجه کنیم که کلا
هویت برخلاف تصور معمول یه مسئله
پویاست....
علاقه مندی ها (Bookmarks)