پس از نوروز سال 89 با دنیایی از غم واندوه به شهرمون برگشتم تا به تنهائی بار مشکلات را باز هم به دوش نحیفم بکشم
افسرده و دلمرده در اینترنت به دنبال مقاله هائی بودم در مورد طلاق و تاثیر آن بر کودکان
جون دخترم خیلی روحیه اش پس از جدائی من و پدرش بد شده بود
وقتی سرچ کردم اولین موضوع و تاپیک را با نام مشکلات بعد از طلاق خواندم این تاپیک برای خواهر مهربانم (( بالهای صداقت بود )) خیلی خوشحال شدم و دیدم این من نیستم که فکر می کنم کوهی از مشکلات را دارم بلکه دوستان دیگرم هم مشکل دارند اما همه به دنبال راه حلی می گردند و به دنبال کسب مهارت هستند
اونروز سعی کردم موضوعات دیگر رو هم بخونم و اما دیدم امکانپدیر نیست و همونجا تصمیم گرفتم من هم مشکلمو بیان کنم
خدا را بسیار شاکرم از اینکه دوستان خوبی از طریق همین سایت به من معرفی کرد کسانی که همواره در پیدا کردن راه حل کنارم بودند از جمله خانم بالهای صداقت صبور - شادی عزیز و پراحساس و فرشته مهربان و دوست داشتنی![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)