اگر نظرتون راه اول هست قاطعانه و سریع قطعش کنین (هیچوقت مسئله رو پیچیده و کش دار نکنین)... شما مسئول افکار و احساسات شهاب نیستین... بعد از یه مدت ناراحتی خودش رو دوباره پیدا میکنه...
تشکرشده 190 در 75 پست
اگر نظرتون راه اول هست قاطعانه و سریع قطعش کنین (هیچوقت مسئله رو پیچیده و کش دار نکنین)... شما مسئول افکار و احساسات شهاب نیستین... بعد از یه مدت ناراحتی خودش رو دوباره پیدا میکنه...
تشکرشده 3,618 در 912 پست
پریسان خواهش می کنم توی شرایط احساسی تصمیم نگیر؟! این زندگی توئه و اگر روزی خدای ناکرده تو با شهاب به مشکلی بر بخوری هیچ کس نیست که بخواد به کمکت بیاد! درسته که الان همه ی فامیل از سر شوق و ذوق می خوان که این وصلت صورت بگیره، اما خواهش می کنم پریسان تو باید با پدرت صحبت کنی و بگی که بیشتر از این فرصت می خوای، نه هیچ اتفاقی نمی افته، به این فکر کن که تو باید یک عمر پذیرای این مرد باشی؟ اگر واقعا شهاب تصمیمش رو برای ادامه ی تحصیل گرفته خیلی راحت به پدرت بگو که شهاب حتی یه جلسه پیش همون مشاوری که شما رفتید تنهایی بره و شما با مشاوره هماهنگ کن تا ایشون متوجه بشن که این آقا شهاب قصدش تنها جلب نظر شماست یا نه، واقعا دلیل قانع کننده ای برای این کار داره؟
شاید الان تحت فشار داره این کار رو می کنه و بعدها با به وجود اومدن هر مشکلی بخواد از سر احساس همه چیز رو به حالت قبل برگردونه!
شما اگر از لحاظ اخلاقی، فرهنگی، سنی، اقتصادی و حتی جنسی که یکی از بزرگترین معیارها برای ازدواج هست ایشون رو قبول دارید پس می تونید به ایشون فرصت بدید که در گذر زمان خودش و توانایی هاش رو برای شما ثابت کنه و در ضمن خودتون هم بیشتر فکر کنید!
تشکرشده 0 در 0 پست
اولش باید تشکر کنم از همه دوستانی که وقت گذاشتن بخصوص delعزیز.یه گله هم از blue skyداشتم یعنی واقعا لحن من طوری بود که انگار دارم خودمو واسه شهاب لوس می کنم و اومدم اینجا واسه شما مطرحش کنم!!!
راستش اولش خواستم از پدرم بخوام که از طریق اون موضو رو تموم کنم ولی بعدش دیدم که این نامردیه چون من قبلا خودم با شرط ادامه تحصیل کنار اومده بودم حالا خیلی بی انصافیه که بدون توجیه شهاب همه چیو تموم کنم,دوما اینطوری رابطه فامیلیمون خیلی بیشتر شکراب میشه که من اصلا دلم نمی خواد !!!
راستش delعزیز خودم خوب می دونم شهاب از سر اجبار می خواد ادامه تحصیل بده,صرفا بخاطر من .اره از بقیه شرایط خیلی به هم نزدیکیم طوری که خیلیا میگن به هم میایم , اما من بابت همه مشکلایی که بقیه بهش اشاره کردن خیلی مرددم واسه همین راه اولو انتخاب کردم با اینکه خیلی دوسش دارم و هر بار که به تموم شدن همه چی فکر می کنم حالم بد میشه!
من به جز شهاب موقعیتای بهتر هم داشتم که حتی خیلی زیاد پیگیر بودن و ابراز علاقه می کردن اما فقط از دست دادن شهابه که خیلی واسم سخته, ولی خوب نمی خوام احساسی تصمیم بگیرم ,از پشیمونی بعدش می ترسم.راستی به نظرتون کدوم یکی از این راه ها که مشاوره پیشنهاد داد بهتره?چن بار خواستم باهاش تماس بگیرم اما نمی دونم چی بگم? چجوری بگم؟اصلا بگم؟(delعزیز می دونم که شرایطمو درک میکنی واسم دعا کن)
تشکرشده 139 در 78 پست
عزيزم به نظرم اگر واقعا تمام شرايط ديگتونو داره باهاش ازدواج كن چون واقعا بايد سطح فكري بهم نزديك باشه نه تحصيلي
واگرم خواستي نه بگي موقعي بگو كه واقعا هيچ ترديدي نداشته باشي
اينكه بچه ها ميگن شايد بعدا سر اين اختلاف تحصيلي به مشكل بخورين همش احتمالهمن خودم واقعا كسايي رو ديدم كه اختلاف تحصيلي دارن و خوشبخته خوشبختن ميگم مهم فهميدن همه
نعمت يعني ما (سه شنبه 29 تیر 89)
تشکرشده 3,618 در 912 پست
نعمت یعنی مای عزیز کاملا با حرفت موافقم، اما این برای موقعی هست که من زن بفهمم و قبول داشته باشم که فهمیدن مهم هست! راستش من از شرایط روحی پریسان خبر ندارم، اما خوب به شخصه موقعی که ازدواج می کردم هیچ وقت به این موضوع که تحصیلات مهم نیست و فهمیدن مهم هست، اعتقادی نداشتم و نمی تونستم باور کنم که این حرف یعنی چی! یعنی جزو اعتقادات من نبود! نمی خوام بگم که شاید پریسان هم این جوری باشه، اما این خیلی مهم که تو، توی باورت قبول داشته باشی این موضوع رو و بهش ایمان داشته باشی، جوری که اون قدر برای این اعتقادت ارزش و دلیل محکم داشته باشی که دیگرانی که هر روز توی مسیر زندگی ما قرار دارند رو هم بتونی به این باورت معتقد یا حداقل مخالفت نکنی!
من چون به شخصه این احساس رو کردم که پریسان هم تنها به تحصیلات و مدارک تحصیلی پسر عمه شون حساس هستند از خودم براش نوشتم، وگرنه بله، حالا که 2 سال از زندگی من با همسرم میگذره من به این باور رسیدم که تحصیلات کمال و شعور و درک نمی یاره، اما وقتی خوبیهاش برام ثابت شده، هنوز هم قلبا دوست دارم که همسرم از استعداد و هوش خدادادیش استفاده کنه!
پریسان عزیز، معذرت می خوام اگر وقفه ای توی تاپیک شما به وجود آوردم؛ و همین طور اگر قابل باشم، دعا می کنم، هر آنچه که به صلاحت هست توی این راه برات پیش بیاد، در ضمن اگر در مورد صحبت هام نظر دیگه ای داشته ای حتما ما رو در جریان بگذاره که راه حل جدیدی رو پیش بگیریم!
del (سه شنبه 29 تیر 89)
تشکرشده 3,618 در 912 پست
پریسان عزیز؛ خانومی منتظرتم، نمی خوای بیای و ما رو هم در جریان کارهات قرار بدی؟ چیکار کردی؟
به هر حال منتظرتم!
و امیدوارم که هر جایی که هستی و هر تصمیمی که گرفتی چیزی از خوشحالیت و خوشبختیت کم نکنه و روز به روز امیدوارتر و شادتر به زندگی ادامه بدی!![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)