هشتم:
از دیگر آفات مشاوره، وابسته کردن مراجع به مشاور و جلسات مشاور هست.
همانطور که مشاور ابتدا باید بر باند پروازی ارتباط با مراجع حرکت کند و با ایجاد هم حسی با مراجع به پرواز در آید و به مراجع کمک کند، اما باید به آرامی در انتها دوباره کم کم هم حسی را کاهش داده و با رهنمودی کردن جلسه ، در باند فرود آید و مراجع را آزاد و مستقل از جلسه رها سازد.
مشاوران تازه وارد گاهی دلسوزی ، همدردی را به اشتباه جایگزین همراهی و همدلی می کنند. و رابطه عاطفی قوی با مراجع تشکیل می دهند. به طوری که قدرت تصمیم گیری مراجع را کاهش داده و از نظر عاطفی وابسته اش می کنند. و بعد از چند جلسه مشکل جدیدی برای مراجع پیش می آید.
غالبا مراجعان به خاطر مشکلات عدیده عاطفی و ارتباطی که با خانواده و همراهان خود دارند، مستعد جذب شدن به فردی چون مشاور هستند. لذا یک مشاور مثل یک غریق نجات باید با احتیاط و با هنر و فن به مراجع نزدیک شود. چون در غیر اینصورت خود مشاور هم به همراه مراجع دچار مشکل خواهد شد.
مشاور باید همواره یک شخصیت مستقل از مراجع باشد. و نباید یکپارچگی با مراجعش آنطور شود که به جای او احساس کند و به جای او اذیت شود، چون در آن صورت نمی تواند به مراجع کمک کند.
خلاصه:
مشاور باید ضمن ایجاد هم حسی با مراجع، مواظب باشد که مراجع وابسته نشود.
مشاور نباید تصمیمات مراجع را بگیرد. چون مراجع ضعیف می شود و نیاز پیدا می کند مرتب به این مشاور سر بزند.
بلکه باید ماهی گرفتن را به مراجع آموخت، قدرت تصمیم گیری را باید به مراجع آموخت، و بعد به تدریج او را رها و مستقل ساخت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)