با خودت مهربان باش و از دست خودت ناراحت و عصبانی و آزرده نباش .
به خودت برچسب خیانت می زنی ؟چرا ؟
فکر می کنی تو تنها زنی هستی که چنین مسئله ای را تجربه کرده و امروز با تجربه ی تو دنیای زناشویی ات به آخر رسیده ؟
واقعا اینگونه که فکر می کنی نیست . انسان قوی تر از آن چیزی است که بتوانی فکرش را بکنی . و خوشبختانه همیشه راه برگشت حتی به آغوش خدا وجود دارد چه رسد به برگشت به مسیر درست در زندگی و حتی زندگی زناشویی سالم . با یک لغزش کسی راهی جهنم نمی شود . خدا رحمان و رحیم است . تو در مقابل عظمت وجود خدا که بنده ی خطاکار را می بخشد چه کسی هستی که خودت را نمی بخشی ؟!
با خودت مهربان باش . قطعا مسائلی باعث این مسئله شده و تو کمبودها و فشارهایی داشته ای . شاید در نگاه اجتماع و از جایگاه قضاوت کردن !! این کار اسمش بشود " خیانت " اما کسی جای تو و در شرایط تو نبوده و نیست و کسی هم حق ندارد تو را قضاوت کند چرا که ما جای تو نیستیم .
خودت هم با خودت اینکار را نکن . همین اندازه که می دانی اتفاقی که افتاده را دوست نداری یعنی خیلی خوب . یعنی اینکه خودت هم انسان و زن نازنین و خوبی هستی . با خودت مهربان باش و از کاه برای خودت کوه نساز .
می توانی به زندگی ات برگردی و زندگی شاد و خوبی را به همراه شوهرت تجربه کنی . دنیا به آخر نرسیده . امروز ازرده و رنجیده خاطر هستی ولی من به تو می گویم که با طلاق مشکل تو حل نمی شود و احساس بهتری پیدا نخواهی کرد .
به خودت فرصت بده و برو به نزد یک مشاور و اجازه بده کسی در این مسیر دست تو را بگیرد .
مطمئن باش آدم بالغ تو را قضاوت نمی کند و به تو برچسب بدبودن نمی زند . تو خوبی برای اینکه دلت نمی خواهد که آشیانه و زندگی مرد دوم را به هم بزنی و ....
تو خوب هستی به این دلیل که در لایه های زیرین صحبتهای بوی عشق و علاقه و توجه به همسرت به مشام می رسد .
تو خوب هستی به این دلیل که مرد دوم نمی داند که تو عاشق او هستی و سعی نکرده ای او را به وادی بکشانی که موجب آسیب پذیری بیشتر دو کانون خانواده بشود .
درک می کنم که هر اتفاقی که در زندگی انسانها می افتد محصول شرایط و نوع تفکرات و احساسات و اعمال خود فرد و تحت تاثیر آموزه های محیط زندگی و.... انسان است .اما این دلیل نمی شود که تو هر اندازه گذشته تلخی داشته ای امروز اشتباهی بکنی و در نتیجه ی اشتباه اول اشتباهات دیگری را وارد چرخه ی زندگی خود و دیگران بکنی که زندگی فردای تو تحت تاثیر این اشتباهات مداوم ، امروز و فردای تو خراب تر بشود . به نوعی اشتباه پشت اشتباه .
مطمئن باش طلاق و جدایی فشار روحی که داری را کم نخواهد کرد و در شرایط فعلی حداقل نباید به فکر طلاق و جدایی باشی .
در همین تالار ما دوستانی را داریم که روز اول حضورشان در تالار شرایط روحی و احساسی مشابه تو داشتند و مسئله شان هم مشابه تو بود اما امروز به آغوش خانواده برگشته اند و توانسته اند زندگی جدید ی را با احساس بهتر تجربه کنند و در کنار همسرانشان احساس خوشبختی می کنند .
بعداز اینکه توانستی بر خودت و افکار و احساسات و اعمالت مسلط شوی و نحوه ی تفکر و احساس خود را تغییر دادی می بینی که می توانی فکر ی هم به حال این عشقی که در درون قلبت داری و نمی خواهی آن را از دست بدهی ، بکنی و ....پس فعلا تا آن روز صبر می کنیم .
حرف بزن و از زندگی ات برایمان بگو - از هر چیزی که فکر می کنی می توانیم باور کنیم تا آن چیزهایی که فکر می کنی نمی توانیم باور کنیم !!!!!
در ضمن خیلی مهم است که در این 9 سال و حتی قبل از این 9 سال بر تو چه گذشته . چرا که شرایط امروز تو محصول نهال کاشته شده در گذشته توست و اگر درخت زندگی تو چنین میوه ای داده این بذر یک شبه تبدیل به درخت و میوه نشده است .








علاقه مندی ها (Bookmarks)