به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: **همسر عزیزم ....

    اول این تاپیکو میارم تو صفحه اصلی تا ارسال کامران رو بخونین
    آقا کامران با عرض تبریک در تاپیک نامربوط میبینین؟اصلا دست خود آدم نیست عاشق شدن

    حالا کمی هم حرفای مربوط به تاپیک میزنم


    همسر عزیزم

    نمیدونم چرا ازت دلگیرم اما در عین حال خیلی دوستت دارم.کاش میتونستم همینقدر راحت که اینجا مینویسم باهات حرف میزدم و میدونستم اشتباه برداشت نمیکنی وکارمون به جر و بحث نمیکشه
    نمیدونم چی باعث شده اینقدر در مورد من بد فکر کنی.جدیدا طوری شدی که به ساده ترین حرفهام هم واکنش بدی نشون میدی و دچار سو تفاهم میشی.نتونستی منو بشناسی.
    نمیدونی چقدر دلم لک زده برای لحظه ای که دوباره عاشقانه بهم بگی دوستم داری.خیلی وقته دلم یه محبت خالصانه میخواد.میخوام یه دل سیر سرمو رو پاهات بذارم و تو موهامو نوازش کنی و باهم حرف بزنیم.نمیدونی چقدر حسودیم میشه وقتی مطالب این تاپیک رو میخونم و سعی میکنم خودمو بذارم جای اون فرد تا لذت اون لحظه رو با تمام وجود حس کنم
    اما این لذت برای من با غصه همراهه ولی امیدوارم در آینده واقعی بشه
    ناشکری نمیکنم.ابراز محبت میکنی ولی در حد رفع تکلیف در حد یه جانم صدا زدن و بیشتر از رو عادت.ابراز محبت تقریبا اجباری.
    یادمه همون روزای اول بهت گفتم همیشه از این میترسم که ابراز محبتت ظاهری باشه.ازت خواستم در اینصورت ترجیح میدم احساس واقعیت رو نسبت به من بگی.اما اینکار رو نمیکنی
    ولی من بخوبی تشخیص میدم همش الکیه.
    عزیز دلم نمیدونی چقدر دلم میشکنه وقتی عصبی هستی بهم میگی حاضرم طلاقت بدم،اشتباه کردم ازدواج کردم،برو خونه مامانت و خیلی حرفای دیگه که نمیخوام اینجا بگم.اما بعدش که آروم شدی میگی عصبی بودی اونا رو گفتی.ولی از دل من خبر نداری،نمیدونی هر بار که اینا رو میگی چقدر من از زندگیمون دلسرد میشم
    چقدر آرزو میکنم کاش نبودم.شاید اختلاف سنی باعث بشه من بی تجربه باشم.شاید زن بودنم باعث بشه احساسی باشم اما هیچ کدوم دلیل نمیشه حداقل روزی یه بار دلمو به درد بیاری و برات مهم نباشه
    خودت هم متوجه شدی مدتی بود به شدت افسرده شده بودم اما همینم تو سرم میزدی.مهم خودت بودی و خودت.همیشه ازت برای رفع نقاط ضعفم کمک خواستم اما تو همه رو زدی تو سرم.بجای اینکه دستمو بگیری پامو کشیدی.

    اما با همه این اوصاف بازم میگم من عاشقانه دوستت دارم و خواهم داشت و قادر نیستم یه لحظه بی تو زندگی رو ادامه بدم.
    دوستت دارم

  2. 7 کاربر از پست مفید lvlahtab تشکرکرده اند .

    lvlahtab (یکشنبه 20 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جواد عزیزم میدونی چقدر دلم برات تنگ شده؟!
    توسط غریب آشنا در انجمن آرامش
    پاسخ ها: 114
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 مهر 97, 11:04
  2. پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اردیبهشت 93, 13:35
  3. عزیزم به من نزدیک نشو!
    توسط قاصدکی در باد در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 خرداد 92, 15:09

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.