سلام مهتاب خانوم، اون آقاهه که می گین من هستمالبته ماجرا یه کم با چیزی که شما می گین فرق داشت، من برنامه ام نامشخص بود ولی صراحتا نگفته بودم که قصد ازدواج ندارم... در مورد رابطه ما هم اتفاق خاصی نیفتاده ایشون هنوز در حال "شناخت" طرف جدید هستن و من در حال رهایی :) البته این رهایی بسیار هم سخت بوده و گرون تموم شده برام، کار به روان پزشک و مشاور هم کشید ولی کم کم دارم آرامش پیدا می کنم.
این خانوم هم حداقل اون موقع که من متوجه شدم تمایل خاصی به اون خواستگار نداشت، فقط از این جهت که طرف از همون اول به اسم ازدواج اومده بود جلو، حس کرده بود روی اون بیشتر می شه حساب کرد.







البته ماجرا یه کم با چیزی که شما می گین فرق داشت، من برنامه ام نامشخص بود ولی صراحتا نگفته بودم که قصد ازدواج ندارم... در مورد رابطه ما هم اتفاق خاصی نیفتاده ایشون هنوز در حال "شناخت" طرف جدید هستن و من در حال رهایی :) البته این رهایی بسیار هم سخت بوده و گرون تموم شده برام، کار به روان پزشک و مشاور هم کشید ولی کم کم دارم آرامش پیدا می کنم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)