دوم:
كساني كه خيلي تجربه مشاوره ندارند، (مردم غير متخصص ، مشاوران تازه كار و دانشجويان رشته هاي روانشناسي و مشاوره) ممكن است توجه به سختي و زمانبر بودن تغييرات نداشته باشند. و با ساده انگاري تصور كنند، يك متد مشاوره اي ، يك فن، يا يك درمان مي تواند مراجع را سريعا از اين رو به آن رو كند.
لذا وقتي مشاوره يا راهنمايي مي كنند، منتظر تائيد مراجع و اينكه او اذعان كند كه مشكلش حل شده و تشكر كند، مي مانند.
در حاليكه اكثر اوقات عكس اين صادق هست.
اكثرا اگر پس از مشاوره و راهنمايي ديديد كه مراجع به لاك دفاعي رفت و سريعا حرف شما را رد كرد و شروع به دليل تراشي در رد حرف شما كرد، احتمال قوي شما دقيقا به هدف زده ايد. و گرنه با واكنش شديد او روبرو نمي شديد.
و اگر مراجعي سريعا گفت مشكلش حل شد، و رفت احتمال اينكه تشخيص شما اشتباه يا روش و درمان شما مناسب نبوده بيشتر هست.
گاهي هم ممكن است مراجع بگويد مشكلش حل شد، يا شما را تائيد كند. اما بعد از آن اگر و اما بياورد و وارد مجادله شود. اينجا هم احتمال اينكه درست عمل كرده ايد بيشتر مي شود.
خلاصه:
مقاومت مراجع ، مجادله، و درگير شدن او احتمال اينكه شما درست ارزيابي كرده باشيد را بيشتر نشان مي دهد.
در جلسات حضوري اين مسئله بيشتر مشخص مي شود، چون غالبا اينگونه افراد با اينكه گارد مي گيرند و حالت دفاعي پيش مي گيرند، بيشتر راغب هستند جلسات آينده هم به مشاوره بيايند. و طي جلسات بهره بيشتري مي برند.
البته رابطه حسنه مشاور با مراجع منجر مي شود ( در برابر دفاعهاي سخت مراجع)، مشاور خويشتندار و صبور باشد و با پذيرش برخورد كند ، تا كم كم مراجع اعتمادش بيشتر شده و زمينه تغييرات در او فراهم شود.
========
نكته مهم:
در مسائل روانشناختي 100 درصد نداريم. هميشه با احتمالات مختلف در رد يا قبول فرضيه ها بحث مي شود
لذا براي آنها ضريب خطا در نظر گرفته مي شود.
ادامه دارد.....








علاقه مندی ها (Bookmarks)