سلام محیای عزیز. واقعاً برایت متأسفم و نمی دانم به چه زبانی این تأسفم رو بگویم. می دانم که خیلی درد کشیده ای. دردش برایم آشناست البته برای من یکبار اتفاق افتاد و بعد از 6 ماه هم هنوز شکر خدا هیچ اتفاقی نیفتاده به جز فکر و خیالات واهی خودم. دوستان راهنمایی های خیلی خوبی کردند. از نظر من شوهر شما تعادل روحی مناسبی نداره، شما تمام راههایی که می شد بهت گفت رو خودت رفتی پس چه دلیلی داره که وایسی و رنج بکشی ، این آدم دیگه درست بشو نیست پس بهتره تا بچه دار نشدی هر چه زودتر خودت را از این گنداب بیرون بکشی و به فکر خودت و آینده ات باشی. شما هنوز سنتان اینقدر بالا نرفته است پس تا دیر نشده یه اقدام اساسی کن. قهر کن و برو و بذار اون برای طلاق پا پیش بذاره اگر بعد از چند وقت دیدی که اقدامی نکرد توافقی تمامش کن. خدا انشاالله کمکت خواهد کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)