ممنونم که نکته های خوبی بهم گفتید . اما من می خوام بدونم که اگه شما بجای من بودین چکار میکردین؟.
ایا شما فکر می کنید این شخص قابل اعتماده؟.
چرا اون دختر تمام جریان رو برای من تعریف کرد؟. وقتی که تعریف می کرد احساس نمیکردم که خجالت می کشه یا اینکه زیاد پشیمون باشه!
ایا خواسته زیادیه که در برابر عشق و گذشت من ,ازش بخوام که یجور به من اعتماد و اطمینان رو برگردونه؟.من چطور میتونم این جریان رو هضم کنم ؟
همیشه این موضوع بیشتر اذیتم می کنه که چطور اون پسر می امده خونه این دختره و شب رو پیشش می گذرونده با وجود برادر ها و یا دختر عمه ها و . .
شاید از ای هم می ترسم که بعد از ازدواج نگاه های معنی دار خیلی ها اذیتم کنه؟
و اینکه ایا چند درصد میشه به همچین دختری اعتماد کرد که فردا در زندگی سر یه بحث یا مشکلات زندگی به سمت دوست پسر قبلی بر نگرده و متعهد باشه ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)