به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    یک برنامه‌نویس و یک مهندس !!! (طنز)



    یک برنامه‌نویس و یک مهندس !!!


    یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
    برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
    مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست
    و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
    برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است.
    من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید.
    بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
    مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.

    این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد.
    گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید .
    ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم....
    این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

    برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»
    مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.
    حالا نوبت خودش بود.

    مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»
    برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد.
    آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد.
    باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد.
    بالاخره بعد از ۲ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد.
    مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.

    برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»

    مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد
    و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید …



  2. 7 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (چهارشنبه 02 شهریور 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نظر خودتو در این مورد بنویس
    توسط khaleghezey در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 11:40
  2. خودنویس شعر
    توسط rozaneh در انجمن گسترش خلاقانه افکار و احساسات
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 بهمن 92, 11:03
  3. چگونه پیش نویس های بد ذهنم را پاک کنم؟
    توسط roze-zard در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 مهر 91, 06:12
  4. گیاهان وبلاگ نویس !!!
    توسط Niloo55 در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 02 دی 88, 09:23
  5. اولین دیدار «امت فاکس» از رستوران سلف سرویس
    توسط ani در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 14 شهریور 88, 21:26

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.