RE: تو را خدا كمكم كنيد.سرگردونم.
مهتاب جان عزیزم
بهتره ازش بپرسی چطور میخواد شناختش نسبت به تو کامل بشه ؟ به نظر شما یک شناخت چطور بوجود میاد !!
آیا همونطور که شما ازش شناخت پیدا کردی متقابلاً ایشون حتی زحمت به خودشون دادن که در مورد شما تحقیق کنن ؟
شاید بهتره جدی تر برخورد کنی .. شاید این فقط تو هستی که بهش وابسته شدی !!
اصلا در سنی هستن که بشه ازدواج درست فکر کنن ؟ آشناییتون از کجا شروع شده ؟ چطور اینقدر توی مدت 5 ماه نسبت بهش با اطمینان شناخت پیدا کردی ؟ (قرار نیست که به بهونه ی شناخت پیدا کردن تمام فرصتهای خوب برای ازدواجت رو از دست بدی !!! ) بهتره یک مدت مثلا یک هفته تعیین کنی و بهش زنگ نزنی و بگی که در موردت تحقیق کنه و بشناستی و نظرش رو در مورد ازدواج با تو بیان کنه میتونین بگین که در صورتی که بعد از شناخت در این مدت بیاد و ماجرا رو با خانواده تون مطرح کرد میتونین در مورد ازدواج باهاش درست فکر کنید و نظر بدین ... (البته این نظر من هست دوستان دیگه هم بهتره نظرشون رو مطرح کنن )
خدایا به داده و نداده ات شکر ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)