ستاره جان از راهنماييت ممنونم.
من از اينكه خانواده ام بفهمن مي ترسم. راستش اول ميخام مطمئن شم كه منو انتخاب كرده بعد به خانواده ام بگم. اگه خانواده ام بفهمن و اين ازدواج سر نگيره چي؟ من چه جوري تو روي خانواده ام نگاه كنم. اين چيزها تو خانواده ي من نبوده. از يه طرفي من خيلي دوسش دارم. بارها سعي كردم كه خودم همه چيزو تموم كنم ولي نتونستم. نمي دونم چيكار كنم. همش مي گم اگه واقعا" پسره قصد ش ازدواج نيست، اين رابطه رو كه بارها بهش گفتم فقط براي شناخت بهتره براي ازدواجه تموم مي كرد ولي اون اين كار رو نكرد. راستش هم خودش پسر ه خوبي و هم خانواده ي خوب و موفقي داره. براي همين دوسش دارم. من به اندازه اي كه لازم باشه شناختمش ولي اون ميگه هنوز فرصت ميخام براي شناخت من.من نمي دونم چيكار كنم. اگه فرصت دادم و اون منو انتخاب نكرد و وابستگي من بهش خيلي بيشتر از الان بشه اون وقت چيكار كنم؟اين چيزها منو دچار ترس و ترديد كرده.كمكم كنيد