بله همه این ها درسته، اون چیزی که از دلتنگیم نوشتم یه جور درد دل بود، به هر حال آدم با وجودی که چیزهایی رو می دونه، گاهی طاقتش تموم می شه و هوس درد دل یا یه نمه اشک و از این حرفا می کنه، بله دوست من، من دقیقا می دونم که راه همینه که دارم می رم و چاره ای هم نیست ولی خوب شاید تا اون حد نتونم از خودم قدرت نشون بدم که هیچ جوره کنترل احساسم از دستم در نره، به هرحال قبلا هم گفتم که من دیگه کار رو سپردم به خدا و باید صبوری کنم... و باز هم ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)