سلام از ما، والا از اون طرف که خبری نشده. ما یه دوست مشترک داریم که در واقع بیشتر دوست ایشونه ولی کاملا منو قبول داره و می گه بهش گفتم از نظر من فلانی نمونه یه مرد کامله :) به پیشنهاد ایشون من دیگه هیچ صحبتی در این رابطه با اون خانم نمی کنم و منتظر می مونم ببینم چی می شه. در عین حال سعی می کنم آروم آروم به زندگی برگردم و یه جورایی اجازه بدم که از ذهنم بره بیرون. نه این که بی خیالش بشم ولی دیگه واگذار کردم به خدا، اگه واقعا اون قسمت من باشه که حتما بر می گرده و گرنه هم که دیگه باید با واقعیت کنار اومد. راستش اون دوستش هم می گه نمی تونم زیاد در مورد این مسائل باهاش حرف بزنم چون ناراحت می شه و از طرفی چون می دونه من طرف تو هستم زیاد چیزی نمی گه بهم :)
تنها اتفاق هفته پیش این بوده که ایشون از دوستش سراغ منو گرفته که چه خبر از فلانی، همین. دوستش معتقده اگه ایشون فکر کنه که من با این مسئله کنار اومدم احتمال این که به من جدی تر فکر کنه بیشتره تا این که مثلا مدام حس کنه من هم چنان تو فکرشم. البته بگم که من این اطمینان رو براش به وجود آوردم که بدونه هر موقع بخواد برگرده من کاملا آماده پذیرشش هستم و از دل دل کردن هم خبری نیست :)
من شخصا دوباره شروع کردم مرتب برم تمرین شنا و کارهایی از این نوع و وقتی رو که قبلا با ایشون می گذروندم به شکل دیگه ای پر کنم، هر چند بسیار کار سختیه به اون فکر نکردن و هر بار به یادش میوفتم دوباره مدتی به هم می ریزم ولی کلا خدا رو شکر حالم بهتره و کم و بیش دست و دلم به کارهای روزمره می ره.
راستش نمی دونم چرا ولی یه کم ته دلم روشنه هنوز، شاید هم دارم خودم رو گول می زنم، به هر حال گفتم که سعی می کنم از ذهنم خارجش کنم ولی جاشو ته دلم نگه دارم.
دیگه این که تو همین تالار مطالب بسیار بسیار مفیدی رو دیدم و می خونمشون مث مسئله ای که bloom مطرح کرده بود با عنوان "مرز بین منطق و احساس"، کلا جوابای فوق العاده جالبی بهش داده بودن، در حدی که کل اون تاپیکو برای خودم پرینت گرفتم و قسمتای جالبشو با مارکر علامت گذاری کردم که همراهم باشه و مرورشون کنم. به خصوص مطلب سارا (rsrs1380) رو بسیار بسیار پسندیدم (اونی که می خوای رها کن اگر رفت و نیامد از اول مال تو نبوده و اگر بازگشت از اول مال تو بوده...) من هم می خوام رها کنم، اگه رفت که ان شاء الله خوشبخت بشه و خدا هم یکی دیگه بهتر از اون رو نصیبم کنه، اگر هم برگشت که خدا توفیق بده بتونم همسر خوبی براش باشم.
از شما دوست عزیز و بزرگوار هم بی نهایت ممنون که به فکرم هستید، امیدوارم یه روزی بتونم لطفتونو جبران کنم که تو این شرایط از من سراغ می گیرید، هر خبر جدیدی شد مطمئن باشید همین جا اطلاع می دم. راستی این رو هم بگم که بعیده به این زودی اتفاق خاصی بیفته، باید صبور بود...








علاقه مندی ها (Bookmarks)