ستاره عزیزم
نترس
با کمی اراده و جبران گذشته همه چیز حل میشه.اگه زودتر جبران کنی بهتر از ذهنش پاک میشه
ببین عزیزم بشین در اینمورد با همسرت حرف بزن
از ترست بهش بگو.خودتو خالی کن.بهت اطمینان میده که فقط مال توئه.
و ظاهرا هم اینطوره.خودت که گفتی خیلی دوستت داره
ببین من با اینکه میدونستم نوع محبت همسرم به من با محبتش به سایرین فرق میکنه نمیتونستم درک کنم و همش رفتارهای بچه گانه داشتم.نمیذاشتم تنها بره خونشون مخصوصا بعد از ظهر
شب هم که میرفت با تلفن و اس ام اس امونشو میبریدم
اینکار من دو نتیجه کلی داشت:
1.فراری شدن همسرم از من:با اینکه جسمشو بزور پیش خودم نگه میداشتم روحش ازم فراری بود.یبارم بهم گفت نمیخوام پیشت باشم
2.بدبین شدن خانواده ش به نیت من از اینکه نمیذارم بره خونشون و همیشه پیششم که الانم اثراتش اذیتمون میکنه
پس:
هرچه زودتر بهتر
فقط اراده کن.ببین چه اثری داره.همسرت بیشتر و بیشتر دوستت خواهد داشت و بیشتر مایل میشه بیاد پیشت و گذروندن وقتش با تو براش لذت بخش تر خواهد بود
در ضمن جلو سوتفاهمها رو از همین الان میگیری
هم از بابت خانواده ش.هم خودش.
اگه یکی از تاپیکهای منو خونده باشی میبینی که چطور رفتار همسرم تغییر کرده
از وقتی تحت فشار نمیذارمش اونه که دنبال منه.
من همش میگم کاش زمان به عقب برگرده تا اشتباهاتمو جبران کنم
تو یه جورایی گذشته منی
اشتباه نکن.شجاع باش.بهش نشون بده واسه اون و علائقش ارزش قائلی همونطور که واسه خودت
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)