سلام
متشکرم فرشته مهربان عزیز اما...
بنظر من عاشق عشق کسی بودن بیشتر با عقل جور درمیاد.
اگه کسی بخواد بطور محض عاشق طرف مقابل باشه و بقول شما ایرادهاشو نبینه که خیلی بده
حداقل در ازدواج بدرد نمیخوره
باید بگم یه جورایی هم غیر ممکنه
من شخصا دوست داشتنو ترجیح میدم که بهتر از هر دو اینهاست
عاشق خود فرد بودن بدون اینکه نقاط منفیشو ببینی یعنی یه جورایی پاک کردن صورت مسئله
چیزی که هست بنظر من رفتار شوهر صبا جان واقعا دور از انصاف و اشتباهه
چرا باید با دخترای دیگه در ارتباط باشه در حالیکه زن و بچه داره؟
برفرض که میگه اونا رو نمیگیره!!!
این فقط گرفتن اونا نیست که میتونه واسه خانواده مشکل ایجاد کنه.
صبا جان فکر کنم بهتره برین مشاور حضوری
آخه این شوهر شماست که مشکل داره(حداقل قسمت اعظم مشکل از ایشونه)
و مشکلش هم بنظر بسختی با کمک شما به تنهایی حل میشه.
اصلا باید فهمید از درون مشکل ایشون چیه که اینطور بروز میکنه؟
ظاهرا که زندگی خوبی داره
البته مدیر محترم در تاپیک قبلی شما گفتن که مشکل ایشون عدم مسئولیت پذیریه و فکر کنم درسته
و ازتون خواستن برین مشاور.رفتین؟
فرشته مهربان عزیز
من خیلی نظرات شما رو مطالعه کردم و میتونم بگم تا اینجا تقریبا همه رو قبول داشتم
اما اینیکی رو نمیتونم قبول کنم.یه جورایی دعوت به الکی خوش بودنه.عاشق خود فرد بودن تا حدی خوبه نه بطور محض
امیدوارم از پشت نوشته لحنم بنظرتون تند نیاد و ناراحت نشین
من برای شما احترام زیادی قائلم
موفق باشید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)