یه قصه ی قدیمی
یه قصه گوی خسته
وقتی بابا نداری نوشتنش رو تخته ، چه سخته
....................
بابا چشماشو بسته
بابا چشماتو وا کن
ببین قلبم شکسته
بابا چشماتو وا کن
بابا منو نگا کن
ببین دلم شکسته
بابا لباتو وا کن
بابا منو صدا کن
پدر یعنی عشق و محبت . پدر یعنی مرا سایه ی سر . پدر یعنی صبر . پدر یعنی تکیه گاه محکم روزهای سخت .
چرا وقتی جسمش کنارت نیست نباید بنویسی ؟
وقتی اعتقاد داریم روحش کنارته چرا نباید بنویسی ؟
چرا نباید بنویسی که چقدر دوسش داری ؟
باید نوشت حتی اگر پدر نداری





پاسخ با نقل قول







علاقه مندی ها (Bookmarks)