عزیزم سلام.
من هم مشکلات زیادی با خانواده همسرم دارم. آنها هیچ احترامی برای من و جاریهام قایل نیستن . مشکل اساسی من هم اینه که همسرم اغلب اوقات طرف اونا رو می گیره البته برادراشم همینطور هستن . و این منو اذیت می کنه که با اینکه همسرم می دونه من چقدر در حق خودشو خونوادش گذشت کردم ولی باز هم منو حرص می ده با کاراش .از طرفی هم عاشقم هست و به هیچ وجه نمی خواد منو از دست بده .اگه بدونی به خاطر خونوادش چه دعواهای بدی با هم کردیم تا جایی که من می خواستم فرار کنم ولی باز گذشت کردم .من هم مثل تو خسته ام ولی اینو بدون که هر چقدر به خصوص جلوی اونا به شوهرت بیشتر محبت کنی اونا بیشتر از حسادت می ترکن .به نظر من که هر بار شوهرت می ره خونشون تو هم برو و از کنار شوهرت جم نخور بهش بچسب و با هاش بگو و بخند اصلا بهشون توجه نکن اصلا بهشون نگاه نکن فقط به شوهرت نگاه کن و دستشو تو دستات بگیر. من که تازگیها این کارو می کنم می بینم چقدر حرص می خورن . اونا که تو این 3 سال داغونم کردن و من همیشه با احترام رفتار می کردم دیدم که ادم نیستن پس من هم شروع کردم به این کار البته هنوزم احترام می زارم ولی دیگه محبتی بهشون نمی کنم.(( یاد گرفتم همیشه به اونایی محبت کنم که ارزششو دارن و متوجه می شن ،نه به بی فکرایی امثال خونواده شوهرم)) اونا لیاقت نداشتن. موفق باشی گلم