دوستان سلام بعد از تقریباً یک ماه ؛ خب همونطور که می دونین من رفتم و قضیه رو بهش گفتم من وقتی باهاش صحبت کردم گفتم ما از همدیگه شناختی نداریم و هرطور که خودش صلاح میدونه این آشنایی بیشتر بشه ایشون هم گفت باید فکر کنم ، بعد از اون روز تعطیلات عید پیش اومد و نهایتاً دیروز اولین بار بعد از عید بود که با همدیگه کلاس داشتیم ، اما الآن یه چیزی رو نمی دونم اونم اینه که من چی کار باید بکنم؟ باید برم باهاش صحبت کنم و نظرش رو بپرسم؟ من برای فهمیدن نظر ایشون عجله ای ندارم اما از طرفی فکر میکنم اگه این کار رو هرچه سریعتر نکنم ایشون در مورد من و تصمیمم بدگمان بشن ، شما چی فکر میکنین؟ از طرفی صحبت دوباره با این شرایط که دوباره همون دوست عزیز(!) قدم به قدم ایشون رو لحظه ای تنها نمیذاره برام خیلی مشکل تر هم شده
خجالت هم میکشم نمی دونم این خجالت دیگه چه نوع مشکلیه؟؟!!
نظر شما چیه؟











علاقه مندی ها (Bookmarks)