سلامی دیگر
m-masoudi گرامی اختلاف فرهنگی ابعاد بسیاری دارد که اتفاقا عدم تناسب در این ابعاد زندگی را از آرامش اولیه دور می سازد...
علایق و نوع علاقه مندی ها هم تا حدودی از فرهنگ افراد سرچشمه می گیره.
من چند بعد از اختلاف فرهنگی را اشاره می کنم شما با مطالعه می توانی نتیجه لازم را بگیری.
1- دین و مذهب؛
2- آداب و رسوم ؛ تشابه در مراسم مختلف
3- لباس پوشیدن و آراستن ظاهر؛
4- سنت ها؛
5- اعتقادات و باورها.
..................................
مورد یک(دین و مذهب)> عقاید دینی افراد در ازدواج نقش مهمی را ایفا می کنند به طوری که اگر دو فرد با عقاید دینی و مذهبی متفاوت با یکدیگر ازدواج کنند بعد از اتمام سال های اولیه ازدواج در بسیاری از زمینه اختلاف نظر پیدا خواهند کرد از جمله::
>>اختلاف در انجام مراسم دینی
>>اختلاف در تربیت فرزندان
>>اختلاف در انتخاب مکان های گردشی(مسافرت)::یکی مکان های مذهبی را ترجیح می دهد و دیگری..........
>>نوع لباس پوشیدن::: بر فرض زن دوست دارد محجبه باشد ولی مرد تابع مد سال دوست دارد همسرش پوشش آزاد داشته تا با او هماهنگی کند
.............................
مورد دوم(آداب و رسوم)(خانوادگی) شامل::
>>دست دادن زنان و مردان فامیل با یکدیگر>> در خانواده ای این امر رایج و در خانواده دیگر بسیار ناپسند است
>>رفت و آمد کم بین خانواده ها>> در خانواده ای رفت و آمد بسیار مهم بوده و جز وظایف بشمار می رود در خانواده دیگر مایه دردسر
مثال:: در خانواده هایی که اجازه نمی دهند فرزند در حضور آنان آزاد عمل کنند اگر ببینند داماد یا عروس خانواده در حضور آنان پایش را دارز کرده یا قدری بیش از حد شوخ طبعی کرده است.. بسیار ناراحت شده و او را مورد نصیحت قرار می دهند.
.............................
مورد سوم(لباس پوشیدن)>> ازدواج خانمی که از نظر حجاب پوشیده بوده و تابع اصول و بسیار به مسائل دینی و مذهبی اهمیت می دهد با مردی که در مورد حجاب برداشت بدی دارد و آن را باعث محدودیت................. بسیار آسیب زا است
........................
مورد چهارم(سنت)> در هر خانواده سنتی حاکم است حال چه غلط چه درست...
مثلا در خانواده ای که در آن مرد تصمیم گیرنده است و حرف اول و آخر را مردمی زند... و در خانواده ها به دختران کمتر توجه شده و تحصیل و پیشرفت دختران را مایه ننگ می دانند و معتقد هستند زن تنها باید خانه دار باشد...یا متعقد هستند ازدواج مجدد(در حضور زن اول) حق مردان است ..دیرآمدن و عدم توجه مرد به خانه اهمیتی ندارد..و اداره امور مالی و دخل و خرج تنها بر عهده مرد است.... در این صورت پسر این خانواده هرگز نمی تواند با خانواده ای زندگی کند که به حقوق زنان بسیار اهمیت می دهند و در آن خانواده حق مرد شاید هم بیشتر از زن باشد.
....................................
مورد پنچم(باورها)> برای دختری که تنها توجهش به نوع لباس...و نوع چینش خانه و لوزام آن است و اصولا در فعالیت هایی که جنبه آموزش دارند شرکت نمی کند تحمل یک شوهری که به مطالعه و کارهای گروهی اهمیت بسازیی قائل است برایش بسیار دشوار است.
و تنها شاید اوایل زندگی بدلیل جذابیت های موجود در جنس مخالف بتواند با همسر خویش رابطه خوبی برقرار سازد
.............................
بنابراین به نظر می رسد شما در بعد پنجم یعنی اعتقادات و باورها با یکدیگر تفاوت بسیاری دارید و این مورد آسیب زا است مگر اینکه هر دو بتوانید معیارهای خود را تغییر داده و متناسب با یکدیگر سازید
ازدواج در صورت برطرف نشدن این مشکلات هرگز توصیه نمی شود.
موفق باشی.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)