RE: ارتباط این 2 تا داستان با هم منم؟
سلام M_S عزیز، ممنون از توجهتون
بله حدس شما درست بود. من به هیچ وجه نسبت به ایشون جذب نشدم و بعد از یه مدت کوتاهی-حدود 3 هفته- به این نتیجه رسیدم که تقریبا هیچ اشتراک و هم فکری باهاش ندارم. شاید بحث سلیقه باشه شاید هم بشه گفت دیدگاه مذهبی یا هر چیز دیگه ای....!
مشکلم باهاش سر این بود که اون فکر می کرد به خاطر علاقه اش حق داره با من تماس فیزیکی داشته باشه (مثلا دست من رو بگیره!!) ولی من نمیذاشتم(یک بار هم سعی کرد منو ببوسه که من شدیدا مخالفت کردم)!!!!! جالب اینجاست که وقتی نظرم رو -بعنی مخالفتم رو -بهش گقتم جواب منطقی برای کارش نداشت مثلا می گقت که تا حالا مث من فکر می کرده و هیچ وقت دست هیچ خانمی رو نگرفته اما الان فکر می کنه برای راتطه مون لازمه که از همین اولش سدی برای ابراز علاقه بهم نداشته باشیم!!!!!!!!! بعدش هم -غیر مستقیم- بهم می گفت که توخیلی امل فکر می کنی و الان دیگه حتی توی شهرستان کوچیکی مث شهر ما هم دخترا انقد بسته برخورد نمی کنن !! و فکرشو بکن من از شنیدن این حرف چه شکلی شدم
آدمی با تحصیلات در سطح دکترا باید همچین حرفی بزنه!!؟
خلاصه این داستان این شکلی برای من تموم شد و من ازش خواستم دیگه باهام تماس نگیره چون مطمئن شدم که با این طرز رفتار و این دیدگاه ایشون نمی تونه شریک خوبی برای زندگیم باشه! البته اون در مقابل باز هم من رو متهم کرد که رفتار غیر انسانی و زننده ای باهاش دارم!!!
اونم فقط به این خاطر که ازش خواستم دیگه زنگ نزنه!!!
حالا بماند که من چطوری تونستم بهش حالی کنم که این ماجرا دیگه
شده؟!!
:)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن : دوستان من می خواستم این تاپیک رو ببندم اما سوال m_s باعث شد به این فکر بیفتم که تاپیکم رو ادامه بدم و با توجه به 2 تا تجربه ای که برام پیش اومد ، بحثم رو اختصاص بدم به اینکه به نظرتون آیا اساسا بیان کردن حد و مرز از سوی یکی از طرفین رابطه، بخصوص توی روابط زسمی و خواستگاری و اینا کار درستیه؟ فکر می کنید این کار برای پیشبرد رابطه هیچ فایده ای داره یا اینکه از همون ابتدا اگر دیدیم که طرفمون رفتاری با خصوصیتی داره که از چارچوبهای معمولی خودمون خارج هست به کل باید از ادامه رابطه منصرف بشیم؟
مثلا فرض کنید که من کلیت کسی رو پسندیدم اما دیدم که طرفم علیرغم اینکه اطلاع داره من با مردای غریبه دست نمیدم باز هم دستش رو دراز میکنه که باهاش دست بدم... اینجا اگر من از طرفم بخوام که دیگه این کار رو انجام نده کار درستی کردم یا خیر اساسا مطرح کردن چنین خواسته ای بی فایده و غیر منطقیه؟!
یا یه مثال دیگه از دید آقایون، فرض کنید با دختر خانمی به قصد ازدواج آشنا بشن که حجاب نداره بعد ازش بخوان که توی خانواده پسر که میاد حجابشو حفظ کنه...
آیا اصولا چنین خواسته هایی برای به چارچوب در آوردن رابطه و مطلوب کردنش برای هر دو نفر مفیده؟ شما چی فکر می کنید؟
اگر روح خداوندي دميده در روان آدم و حواست
پس اي مردم خدا اينجاست ....
خدا در قلب انسانهاست
به خود آي
علاقه مندی ها (Bookmarks)