معمولا این مشکلات قومی و قبیله ای که با آن رو به رو هستیم به علت آلودگی هایی است که در باورهای خود داریم و اقدام به زدن برچسب می کنیم و در پاره ای از موارد هم واقعا دلیل منطقی و قانع کننده ای برای چنین استدلالهایی نداریم .
مثلا عنوان می کنیم اصفهانی ها خسیس هستند !!( با عذر خواهی فراوان از هموطنان اصفهانی ،بنده ابدا چنین باوری ندارم ) اما آیا واقعا حساب گر بودن با خساست برابر است ؟!آیا حسابگری چیز بدی است ؟! اصلا حسابگر بودن و یا نبودن یک انسان به من چه ارتباطی دارد ؟! آیا تمام اصفهانی ها خسیس هستند ؟! آیا آدم خسیس میان هیچ یک از اقوام و قبیله های دیگر وجود ندارد ؟!و...
آنچه هست اینکه همه ی ما ایرانی - مسلمان و اکثریت شیعه هستیم .
ولی در میان یک قوم هم شاهد هستیم که مثلا ما به طایفه فلانی دختر نمی دهیم .در حالی که هر دو طایفه از یک قوم و قبیله هستند ولی طایفه های آنها با هم متفاوت است . چرا ؟! مثلا به این دلیل که هزار سال پیش در یک طایفه ی لر با طایفه ی دیگر از همین قوم و قبیله یک دعوایی سر مسئله ی آب برای آبیاری زمین انجام شده و تعدادی از افراد هر دو طایفه جان خود را از دست داده اند !!و...
اگر دلیل منطقی وجود داشته باشد می توانیم آن را به عنوان یک تجربه و شناخت فردی عنوان کنیم ولی از اینکه به یک قوم و طایفه برچسب کلی بچسبانیم کار درستی نیست و این نمی تواند دلیل مخالفت و یا موافقت برای یک ازدواج و پیوند باشد .
این مسئله را اگر ریشه یابی کنیم دقیقا شبیه به ماجرای میمونهای این لینک است .
واقعا چه اتفاقی افتاده است ؟!
http://www.hamdardi.net/thread-10798.html
متاسفانه با شما همراستا و هم نظر نیستم .نوشته اصلی توسط mostafun
فکر می کنید ازدواج فامیلی ( که کاملا با آن به هزار و یک علت مخالف هستم ). به دلیل شناخت کامل خانواده از هم ، کم هزینه ترین و کم مشگل ترین نوع انتخاب است ؟! پس هزینه و اختلاف ندارد ؟! آن هم در سالهای اول ازدواج ؟! چه بسا خیلی بیشتر از ازدواج هایی از این دست که دختر و پسری از دو قوم و قبیله مختلف مشگل آفرین باشد ایجاد مشگل می کند و حرف بر انگیز می شود ،مگر با شرط درایت و مهارت و توانایی مدیریت وچه بسا همین ازدواج های فامیلی دامنه اش به غیر هم کشیده شده و خانواده ها به جان هم می افتند و ...!
همه ی اینها برمی گردد به میزان متمدن بودن و قبول و پذیرش و احترام به باورهای همدیگر و شناخت و آگاهی و عملکردهای درست و تطابق محیطی.
یعنی تا دیروز محیط بنده آن بوده اما امروز محیط بنده و اطرافیان بنده این است و عیسی به دین خود و موسی به دین خود را در خیلی از باورها و عملکردهایی که هم می تواند در ازدواج نقش داشته باشد و البته عامل دعوا و مرافه شود و.....
و بنده اگر به عنوان فرد این حریم خصوصی را برای باورهای طرف مقابل خود قائل باشم ، این مسائل به من ربطی ندارد و کاملا شخصی است و...
اشکال در این است که ما در ازدواج همه چیز را به هم گره می زنیم و ازدواج را یک عمل ساده و طبیعی نمی دانیم .
ما به نوعی تربیت شده ایم و در نتیجه عادت کرده ایم به جای اینکه بر روی خودمان متمرکز باشیم انگشت اتهامی به سمت دیگران بگیریم !









علاقه مندی ها (Bookmarks)