با سلام و تشکر فراوان از تمام عزیزانی که به درددل اینجانب توجه نموده و راهنمایی کردند.
البته بعضی از دوستانی که مطالبی را ارائه کردند شاید متوجه بعضی از واقعیات نشده اند کما اینکه عزیزی اینگونه نوشته اند که زمینه را مهیای ازدواج انها بکنید ،لازم به توضیح است که ما با پسرمان بارها و بارها در مورد ازدواج صحبت کرده ایم و به او قول داده ایم که تا میتوانیم او را کمک کنیم و حتی خانه و وسیله زندگی هم در اختیارش می گذاریم اما او به علت اینکه نمی خواهد مسئولیت قبول کند و می خواهد از هر قید و بندی ازاد باشد موضوع ازدواج را شدیدا رد می کند.
یا در مورد دخترمان تا به حال خواستگاران خوبی هم داشته ولی او هم به علت اخلاق خاص خودش و تندخویی بیش از حد و ارجح شمردن خود نسبت به دیگران او هم ازدواج را قبول نکرده است .که در این مورد ما کاملا موضوع را به خودش واگذار کرده ایم.گو اینکه نقش ما در تمام موارد زندگی همین است یعنی در هیچ مورد نه مشورتی با ما می کنند و نه حرف ما را قبول دارند فقط مثل یک میهمان می ایند و می روند و حرفهایی که بین ما ردو بدل می شود موضوعات بسیار پیش پا افتاده و بی اهمیتی است .
دوست دیگری نوشته بودند که عکس العمل شما نسبت به اخلاق و رفتار انها باعث شده که عصبی و پرخاشگر شوند باید بگویم که اصلا اینطور نیست .برعکس ما سعی میکنیم که در مدتی که نزد ما هستند ظاهرا هم که شده چیزی نگوییم که ناراحت شوند .و اتفاقا یکی از دلایل ناراحتی ما هم همین هست .یعنی مدام سکوت کردن و چیزی نگقتن برای اینگه دعوایی نشود و جو خانه ارام باشد که من این موضوع را قبلا هم بیان کردم .
یک تشکر ویژه هم دارم از عزیزی به نام فیلوسارا که در جواب مفصل و کاملی که داده بودند تا حد زیادی بنده را راهنمایی کردند و یکی از علت ها را اینگونه نوشته اند که شاید محیط تربتی و پرورشی انها باعث این مشکلات شده باید بگویم که به دلیل عدم اشنایی با بعضی اصول تربیتی و یا به دلیل درگیر نشدن (مخصوصا از طرف خودم)و جنگ و اعصاب شاید اینطور بوده ولی نه صد در صد.خودتان هم می دانید الان طوری شده که فرزندان بیشتر از هر چیز تحت تاثیر دوستان و اجتماع هستند تا تربیت پدر و مادر که در این مورد هم سعی میکنند که در اجتماعی وارد شوند که دوست دارند و با کسی دوست شوند که اخلاقش به خودشان نزدیک هست البته نباید فراموش کرد که بعضی از خصلت ها و خصوصیات هر انسان فطری و ذاتی است و کاری به این حرفها ندارد و حتی بعضی از مواقع موضوعایی هم پیش می اید و به تقویت این حس نامطلوب که در فرد وجود دارد کمک میکند که این هم مثل اینکه یکی دیگر از بدشانسی های ما بوده است .
به هر حال از توجه و راهنمایی شما عزیزان کمال تشکر و سپاسگذاری را دارم چه ان دوستان که شرلیط دقیق زندگی بنده را متاسفانه متوجه نشده اند و احتمالا خودشان وارد چنین جریاناتی نشده اند که عمق مسئله برایشان روشن شود و چه ان دوست عزیز که با راهنمایی خودشان و بیان بعضی از حقایق ما را مورد لطف قرار داده اند اما به قول ان دوست عزیز مثل اینکه چاره ای جز این نیست باید صبر کنیم و ببنیم که چه می شود و خدا چه میخواهد.
سخنی است که می گوید دنیا دو روز است روزی با تو روزی در مقابل تو.روزی که با تو است غره مشو و روزی که در برابر توست صبور باش
با تشکر








علاقه مندی ها (Bookmarks)