به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 14 از 18 نخستنخست ... 456789101112131415161718 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 179
  1. #131
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    259
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    نقل قول نوشته اصلی توسط mamfred
    سلام
    بچه ها من دیشب با باران اومدم منزل پدرم چون خودش خواست دیگه نمی تونستم تحمل کنم دیگه بریدم
    مامفرد عزیز
    حتی اگه خودش هم خواسته باشه شما اینکار رو نمی کردی بهتربود. بنظرمن شما برگردین خونه خودتون. اما....

    ... اما سطح توقعتون رو از زندگی مشترک بمقدار قابل توجهی پائین بیارید. توقع و انتظارتون رو از احسان به حداقل ممکن - فعلا صفر- برسونید.

    یه مدتی بهمین منوال ادامه بدید ، وقتی هیچ توقعی نداشته باشید دلگیری و آزرده خاطر هم نمیشید. در طول این مدت قربون صدقه ایشون هم نرید خیلی عادی باهم زندگی کنید مثل دو غریبه ای که با هم هتل رفتید. بی اعتنائی و بی احترامی هم ممنوع!
    یکی دو ماه (- بسته به مورد - شاید هم در حد چند هفته) ، اینطوری با هم بودن رو تجربه کنید. (این تجربه خودمه) بمرور شعله های عشق و محبت تو وجودتون روشن میشه
    .

  2. 8 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (یکشنبه 16 اسفند 88)

  3. #132
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    البته من تجربه زيادي توي اين زمينه ندارم اما فكر ميكنم اگه ممفرد مدتي دور از احسان باشه به طوري كه سردي روابطشون رو هر روز وهر روز نبينه براي هردوشون بهتره....هر دو كمي به خودشون ميان البته بيشتر احسان....
    انگار همسر ممفرد از اينكه دائم نگران مسئوليت هاي زندگي همسر مورد علاقه اش و فرزندش باشه خسته شده....دلش ميخواد كمي ازاد باشه

  4. کاربر روبرو از پست مفید parnian1 تشکرکرده است .

    parnian1 (یکشنبه 16 اسفند 88)

  5. #133
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام بیبی عزیز ممنون از اینکه جوابمو دادی و ازتون می خوام بازم به تاپیک من سر بزنید من دوست دارم از تجربیاتتون استفاده کنم
    اما در مورد ترک کردن خونه چون گفتی نباید می آومدم دارم میگم
    دیشب باهم بحثمون شد و گفت تو نمیزاری من آروم بشم وجودت باعث میشه من بهم میریزم نمی زاری باخودم کنار بیام
    دیگه نمیدونم اینو باید به چه زبونی بهت بگم که نمی خوام یه مدت کنار هم باشیم
    بعدش که من آماده شدم بیام خونه ی پدرم گفت انقدر آدم عصبانی میکنی تا چیزایی میگم که نباید بگم منظورم این نبود که بری فقط میخوام جفتمون آروم بشیم که دیگه اومدم از خونه بیرون ولی خیلی خودمو کنترل کردم تا خانوادم چیزی نفهمن
    البته چند روز می مونم بر میگردم خونه و همون کاری که شما میگید رو انجام میدم ولی باید چند روز تنها باشه الان خیلی قاطیه چند شب بود که به ترک دیوارم گیر میداد که بحث راه بندازه بعدشم می گفت تنهام بزار که دیگه دیشب منم زدم بیرون ولی برای اینکه خانوادم نفهمن باید دو سه شب دیگه برگردم خونه

  6. 4 کاربر از پست مفید mamfred تشکرکرده اند .

    mamfred (یکشنبه 16 اسفند 88)

  7. #134
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام عزیزم

    مثل اینکه قضیه داره ختم به خیر شد . خدا را شکر .

    با بی بی کاملا هم عقیده هستم .

    از دید من ،ترک خانه چه برای زن و چه برای مرد به حالت قهر کاری بسیار توهین آمیز است و آن را به هیچ عنوان نمی پسندم . در هر شرایطی اگر در کنار هم باشید می توانید با هم مشگلات را حل کنید اگر نه ترک خانه آن هم در شرایط بحران نه تنها مشگلی را حل نمی کند بلکه شکاف بین شما دو نفر را بیشتر خواهد کرد و دلگیری ها و دلخوری های دیگری را هم سوار بر ماجرای فعلی می کند و موضوعات جدیدی هم ایجاد می کند . این کار حرمت خانه و کاشانه را شکستن است . ( البته از دید من ) .
    خیلی تفاوت می کند که شما با یک توافق به یک مسافرت بروی و یک مدت به تمدد اعصاب بپردازید تا با این وضعیت خانه را ترک کنی .
    ببخشید از دید من کسی اقدام به ترک خانه می کند که توانایی ایستادن در مقابل مشگل را ندارد. حتی اگر احسان هم به تو چنین پیشنهادی بدهد باز هم به هیچ عنوان خانه را ترک نکن .

    به نظر من خانه حرمت دارد . چه زن و چه مرد به غیر از مواقع لزوم به هیچ عنوان نباید شب را در جای دیگری صبح کنند و این کار حرمت زندگی را شکستن است . ( این عقیده خیلی تند است ! اما به واقع چنین باوری دارم . مگر طرف تصمیم و قصد جدایی کرده باشد و ...بدون هیچ راه برگشتی اقدام به این کار کند )

    و دلم می خواهد این را همیشه به یاد داشته باشی که این همان احسانی است که وقتی تو زمین خوردی و پای تو شکست سراسیمه و....خودش را به خانه رساند . همین تصویر برای کوتاه آمدن تو در مقابل تنش های عصبی امروز او کافی است .هنوز چند ماه از این ماجرا نگذشته و آنچنان دور نیست که این محبت و توجه او را از خاطر برده باشی !!

  8. 6 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 17 اسفند 88)

  9. #135
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 99 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-29
    نوشته ها
    359
    امتیاز
    14,355
    سطح
    77
    Points: 14,355, Level: 77
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    655

    تشکرشده 679 در 210 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    به نظر من وقتي يه مرد به زنش ميگه تنهام بذار، راحتم بذار يا يه همچين جمله هايي، منظورش اين نيست كه خانمش كلا از زندگيش بره بيرون. فقط مفهومش اينه كه اون الان بايد به يه موضوع ديگه فكر كنه و حضور همسرش توي اون لحظه (كه ممكنه چند روز يا مدتي طولاني تر باشه)، مانع فكر كردنش ميشه. (چون ظاهرا آقايون فقط مي تونن روي يه موضوع تمركز كنن!)
    اتفاقا يه مرد دلش مي خواد همسرش در دسترسش باشه (يعني هر وقت اراده كرد اونو به چنگ بياره) هر چند دوست نداره هميشه جلوي چشمش باشه. اما دوس داره بدونه كجاس و اصولا از "بي اطلاعي" در باره ي همسرش دچار استرس و نگراني ميشه.
    به نظر من هم طبق توصيه ي اغلب دوستان شما براي مدتي توقع "پاسخهاي محبت آميز و توجه (از نگاه خودتون)" از همسرتون نداشته باشيد و فقط با همسرتون زندگي كنيد.
    به قول معروف بذاريد بره روي صخره ي تنهايي خودش، يه مدتي تنها باشه (از نظر معنوي) اما شما هم در دسترسش باشيد.

  10. 5 کاربر از پست مفید mostafun تشکرکرده اند .

    mostafun (یکشنبه 16 اسفند 88)

  11. #136
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    259
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    مامفرد عزیز
    وقتی زن وشوهر بهم علاقه زیادی داشته باشن روی رفتارهای همدیگه زوم میکنن و اینقدر حساسیت نشون میدن و انتقادهای ریز ودرشت و.... که از بودن باهم احساس رنجش می کنن.
    من با ایجاد فاصله در روابط در همچین برهه هائی موافقم اما ترک کردن خونه رو نمی پسندم . خصوصا درهمچین مواقعی زن ومرد باید به واکنشها و اقداماتی که میخوان انجام بدن بیشتر فکر کنن.
    اگه ترک کردن خونه کار اشتباهیه فرق نمی کنه کی داره اینو میگه (یا حتی درخواست میکنه) ، یا اگه قهر اشتباهه به هیچ قیمتی نبایست قهر کرد.
    میشه صحبتها رو به حداقل - سلام خداحافظ- رسوند و انتظار پاسخ هم نداشت. زیر یه سقف هم میشه بهمدیگه فرصت فکر کردن و تنهائی رو داد.
    در این شرایط پر تنش که همسرتون شروع کننده ماجراست ، شما بیشتر فاصله تون رو حفظ کنید (البته با شرایطی که عرض شد) واکنشهاتون هم می تونه متفاوت باشه.

  12. 7 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 17 اسفند 88)

  13. #137
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 فروردین 91 [ 08:41]
    تاریخ عضویت
    1388-1-27
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    5,116
    سطح
    45
    Points: 5,116, Level: 45
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,281

    تشکرشده 1,260 در 376 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    آنی عزیز من خیلی مدارا کردم ولی چند شب بود هی میگفت برو نمی خوام پیشم باشی و هزارتا حرفی که منو خوردمیکرد
    واقعا احساس میکردم تو این شرایط موندنم تحمیل شدنمه

  14. #138
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    تحمیل شدن معنی نداره . یا تو خودت را از آن زندگی می دانی یا نمی دانی .

    ابتدا به ساکن فکر می کنی قهرهای عاطفی و زیر سقفی چه جوری بوجود می آید ؟!و استارتش از کجا ها می خورد ؟!
    در خانه ات بمان . همانطور که او مانده . اما ساکت باش . آنقدر ساکت باش تا یکی به حرف بیاید .
    والله قهر کردن و با هم حرف نزدن خیلی بهتر از این بازی ها ست . ( هر چند که آن هم کار خوبی نیست اما بالاخره اتفاق می افتد )
    مگر بچه بازی است که او گفت : تو هم قهر کردی؟! رفتی خانه ی بابات که چی بشه ؟! ببخش که کلام من تند است ولی واقعا این کارها به واقع برای ادامه زندگی خطرناک است و متاسفانه بعضی ها به آن توجه نمی کنند .

    تو و شوهرت مشگل جدی ندارید و راستش با توقعات و وابستگی به دست و پای هم می پیچید . باور کن در این دنیا زندگی های پیچیده ای وجود دارد که هزار تا فرمول ریاضی می خواهد تا بتوانی مشگلاتش را حل کنی . اما مشگل تو و شوهرت جدی نیست . خدا را شکر کنید که زندگی های خوب و درست و اصولی دارید . کم و زیاد در همه چیز وجود دارد . با هر پخی که آدم قهر نمی کنه بره خونه ی باباش !

    خودت را جای همسرت بگذار ببین اگر او خانه را ترک می کرد تو خوشحال می شدی ؟! این کارها درست نیست .
    بچه کوچک داری می خواهی این کارها را یاد باران هم بدهی ؟! یعنی هر جا کم آورد فرار کند ؟! این کار فارسی اش می شود فرار نه قهر !!!( ببخش که تند هستم ) برگرد سر خانه و زندگی ات و به این بازی خطرناک خاتمه بده و تصمیم بگیر در هیچ شرایطی آن را تکرار نکنی .

    مطمئن با ش ته این بازی هیچی نیست . دفعه اول دنبالت می آید . دفعه دوم مدت بیشتری در خانه ی بابات می مانی و بالاخره یک بهانه ای برای برگشت پیدا می کنی و یا پیدا می کند اما تکرار آن می شود همان جایی که هستی بمان و آنقدر بمان تا ....
    می دانی چرا ؟! قبح هر چیزی ریخته شود ترمیم آن سخت تر است .رفت و برگشت های تو نه نوید زندگی خواهد داشت و نه نوید طلاق و جدایی . با این روش نمی توانی امتیاز بگیری . شاید بار اول برای کوتاه مدت یک اتفاقاتی بیفتد ولی در دراز مدت و تکرار نه .

    در همین تالار یک چرخی بزن و سرنوشت کسانی که یکی از طرفین به حالت قهر رفته خانه ی باباش و یا خانه را ترک کرده بخوان . تو این زندگی ها را می خواهی ؟!

  15. 4 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 17 اسفند 88)

  16. #139
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 13 خرداد 89 [ 00:25]
    تاریخ عضویت
    1388-10-22
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    2,438
    سطح
    29
    Points: 2,438, Level: 29
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    65

    تشکرشده 65 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    من هيچ تجربه اي ندارم ولي اميدوارم هرچي زودتر مشكلتون حل بشه و هم خودتون هم همسرتون به آرامش برسيد.

  17. کاربر روبرو از پست مفید mahtab66 تشکرکرده است .

    mahtab66 (دوشنبه 17 اسفند 88)

  18. #140
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: mamfred ومشکلاتش

    سلام دوباره:

    ضمن عرض پوزش از پیشکسوتان تالار و افراد با تجربه که من به واقع خودمو کوچکتر از اون می دونم که مخالفتی با نظرشون بکنم ..منتها تنها نظر هست و به قصد کمک به مامفرد عزیز..من هم از نظر ترک خانه با baby و ani عزیزم موافقم که نیت از ترک خانه مهم هست که انسان با حس قهر منزل را ترک نکن و بهتر هست که سنگر رو حفظ بکنه ولی برخلاف پاره ای نظرات من فکر می کنم مامفرد عزیز اصلا قهر نکرده است و حتی ذره ای به دنبال امتیاز گرفتن هم نیست که البته ایشان حتما مسئله رو بازتر خواهد کرد..من از نوشته های مامفرد عزیزم برداشت کردم که ایشان وقتی درخواست های مکرر احسان را مبنی بر دور شدن دیدند خانه را نه با حالت قهر که به قصد کاهش تنش رابطه ترک کرده اند..و با توجه به تماس روز بعد و صحبت ایشان و احوال پرسی ها معلوم است که اصلا قهری رخ نداده و تنها بهم فرصت ارامش داده اند..
    نمی دانم شاید من برداشت درستی از رابطه نکردم و البته تجربه من هم اندک است و ان شا الله صاحبنظران و پیشکسوتان بحث رو به خوبی جلو می برند ولی من با تجربه اندکی که دارم فکر می کنم که کار مامفرد عزیز و خارج شدن از دسترس احسان اگر با حالت قهر نبوده که به نظرم نبوده کار درستی هست...
    منتها با حفظ حرمت طرفین که برادر خوبم هم تاکید کردند یعنی اگر مثلا حتی 1 هفته هم سراغی از شما نگرفتند شما به عشق ایشان شک نکنید به قول آنی جان ایشان همان احسان است که برای شما انقدر دل نگران بود و هنوزم من مطمئنم 100 درصد که هست..
    به نظرم مامفرد عزیز به انچه رفته است نیاندیش...من معتقدم سعی کن تنها آرامش خودت رو حفظ کنی و به اون فرصت بدی که بتونه دوباره شارژ بشه و به سمتت برگرده ..کما اینکه به نظرم کاملا به سمت تو هست...
    راستش من اخیرا تجربه زیبایی توسط بالهای صداقت عزیزم آموختم که برایم بسیار با ارزش بود..
    مردها با همه علاقه ای که دارند وقتی به تو دوستت دارم می گویند و وقتی ازدواج می کنند و نهایتا مامفرد عزیزم وقتی بچه دارند یعنی تو را دوست دارند..گاها انان مثل من و تو احساساتی نمی شوند و با اعمال خود بروز عشق می کنند و همان را کافی می دانند..الان احسان فکر می کند چون تو کوهی از احساس هستی و اون به قول همه دوستان که بارها گفتند نمی تواند مثل تو باشد خود زا در موضع ضعف می داند و اینکه شاید تو او را انقدر که باید دوست نداشته باشی...گاهی یک جمله خطا ما که تنها به خاطر جلب توجه دلبندمان هست برای انان معنای دیگری دارد و حالا شما شاید مدت ها در رابطه تان خواست هایی داشتید که او را در موضع ضعف قرار داده و احساس کرده شما خوشبخت نیستید...پس به قول فرشته جان طرف مقابل رو به خاطر خودش دوست داشته باش ..به خاطر بودنش ..به خودش عشق بورز نه اینکه چون بهت محبت کنه...و دوستت داشته باشه...

    مامفرد عزیزم می خوام تجربه ای بهت بگم که مطمئنا خودت از من وارد تری ولی می گم که یک قیاسی بکنی و منظورمو متوجه بشی...
    من با نامزدم چون خودم احساساتی هستم و اون هم خیلی نسبت به مردهای دیگر احساساتی هست کدورتی پیدا کردم که چند روز دیدم از من دور شد و من چقدر ترسیده بودم که اتفاق پارسال تکرار شود..به جرات بهت می گم حتی ببخشید ..هم جواب نداد و اون هم فقط چون من تب داشتم اون چند ساعت یادش رفته بود حال منو بپرسه و من گفتم تو دوستم نداری...همین......حالا من این را گفته بودم که تحریکش کنم که بگه نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــه دوست دارم اونم نگفت و سیکل معیوب رخ داد...دیدم دور شد..نه اینکه دوستم نداشته باشه که البته من واقعا ترسیده بودم ولی با کمک دوستانم فهمیدم که نه دوستم دارد ولی با این حرف من فکر کرد هرکار می کنه فایده نداره و من با یک اتفاق کوچک منکر عشقش شدم در حالی که اصلا قصدم این نبود..جالبه که وقتی بعد 3 روز که البته قهر نبودیم ولی دور شده بودیم دلش تنگ شد و برگشت و بهم گفت این دوری براش خوب بوده و احساسش رو گفت که انتظار من چیه و اون چیه و گفت با این دو کلمه حتی به شوخی من سر شدم..و هیچ زمان اینو بهم نگو چون من یکساله که عاشقتم پس هیچ وقت نگو...گفت تو احساساتی هستی ..اونم خیلی ..ولی نباید انتظار داشته باشی که منم در اینده به اندازه تو احساساتی بشم..می گفت من نسبت به مردای دیگه خودم می دونم احساساتی هستم ولی قرار نیست ما مثل هم باشیم پس باید همو درک کنیم..پس عشق منو منکر نشو..( باور کن عین این جملات رو قبل گفتن نامزدم بالهای صداقت از تجربه هاش به من گفته بود )
    می دونی منظورم از گفتن این تجربه کوتاه چی بود؟
    مطمئنم فهمیدی ..یک نامزدی با یک کلمه ساده از نظر من چه معنایی برای اون داشت حالا شما حساب کن یک زندگی چندین ساله که تو شجایگاه شما تقریبا عوض شده بوده...احسان چه مدت زمان نیاز داره تا خودشو پیدا کنه و من بهت قول میدم که البته که مردان شبیه هم نیستند ولی نهایتا وقتی باز می گرده اونقدر از پیدا کردن خودش و احساسش و حس نیاز به تو لبریزه که حد نداره..
    منتها با همان شرایط که baby عزیز گفتند احترام..نه قهر نه ابراز شکایت و ناراحتی ..حس درک..حس اینکه اون عشق توست چه کنارت باشه چه دور ازتو.....

    بازم معذرت می خوام اگر نظراتم درست نیست ..و امیدوارم خودت با هوش و درایت با شرایط خودت بسنجی و بهترین راهکار رو طی کنی....
    هدف همه کمک به توست....
    به هر حال من بی تجربه تر هستم که در شرایط بحرانی بتونم خیلی کمک کنم ولی این تجربه من بود....تا کنون..
    سارا

  19. 5 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (دوشنبه 17 اسفند 88)


 
صفحه 14 از 18 نخستنخست ... 456789101112131415161718 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.