به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 خرداد 87 [ 14:26]
    تاریخ عضویت
    1386-8-29
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    3,931
    سطح
    39
    Points: 3,931, Level: 39
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    طفا منو راهنمایی کنید

    [/b]سلام.من 29 سال دارم و 11 ساله که ازدواج کردم. وقتی 18 سالم بود (خیلی خیلی زود:()ازدواجمون به سبک کاملا سنتی بود امدند خواستگاری ظواهر امر همه چیز خوب بود.ما فروردین عقد کردیم تا من مدرسم تمام بشه و کنکور دادم و بعد از 6 ماه ازدواج کردیم.من شدیدا عاطفی واحساسیم عاشق عشق ورزیدن همه زندگیم شد همسرم .به خاطر اون از علایق خودم گذشتم من عاشق گردش وتفریح و مسافرت ومهمونی ولی اون نقطه مقابل من.من هم به خاطر اون نمیرفتم و ازش تقاضا نمیکردم که مثلا بریم بیرون چون وقتی هم که میامد انقدر تو فکر بود وراحت نبود که بهمون خوش نمی گذشت.(والان میدونم اشتباه کردم)من خیلی برای اون مایه گذاشتم همیشه بهترین غذا را براش درست میکردم بهترین لباس و آرایشم برای اون بود وهمه اینها برای این بود که می خواستم بهترین همسر باشم.ولی در عوض هیچی دریافت نکردم اون اصلا حس دوستداشتنی بودن به من نمیده .هیچ وقت به من زنگ نمیزنه حتی اگه مریض باشم
    هیچ وقت سعی نمیکنه منو خوشحال کنه خیلی وقتها باهام تلخ حرف میزنه خیلی کم پیش میاید که اون بیاد طرفه من و من بارها تصمیم گرفتم که من پیشقدم نباشم ولی شده 2ماه که اون هم هیچ اقدامی برای برقراری ارتباط نکرده.الان من 2تا بچه دارم و باید زنگی کنم اون خصوصیات خوب زیاد داره ولی متاسفانه این نیاز منو براورده نمیکنه.من الان مشکلم با خودمه چرا اینقدر نیازمند عشق وتوجه اونم؟چرا اون اینقدر برام مهمه؟بعضی وقتها به خودم میگم خجالت بکش مادر 2 تا بچهای هنوز مثل دخترهای 15 ساله دوست داری یکی عاشقت باشه؟از طرفی هم میبینم نیاز بیهودهای نیست هر زنی دوست داره شوهرش بهش توجه کنه.ولی اون به خیاله خودش منو ازاد گذاشته که راحت باشم.نمیدونم شاید به این خاطر که زود ازدواج کردم فرصت تجربه عشق وعاشقیه دوران جوانی را نداشتم الان اینقدر نیاز دارم.کمک کنید با خودم کنار بیام از این قضیه رها باشم چون همسرم به هیچ وجه حاضر نیست قدمی برداره وبه من احساس خوب بده

  2. کاربر روبرو از پست مفید دریا تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 21 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 04 مهر 93, 23:28
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.