ارزو, عزیزم از اینکه شرایطت تغییری نکرده متاسفم.
ارزو جان تو باید قاطعانه و با اراده کامل برای تغییر شرایط اقدام کنی. اینکه توی این سکوت شوهرت یه مرد حق بجانب باشه و تو درد بکشی اصلا درست نیست.
این سکوت مثل خوره داره تو را از درون نابود می کنه. اینکه تو به واسطه ذکاوت ساعت قرار همسرت با اون زنو می دونی و در اون زمان درد میکشی اصلا منصفانه نیست.
قبلا بهت پیشنهاد کردم سعی کنی به شوهرت نزدیک بشی(البته چون خودت مایل به ادامه زندگی بودی) ولی گویا نتونستی کاری از پیش ببری.
ارزو از اینجا به بعد خودت مسیرت را انتخاب کن و پیش برو.
نکته مثبتی که از شوهرت گفتی اینه که به بچه ها علاقه داره و وظایف پدری را به جا میاره با اینکه نمی تونه الگوی مناسبی برای اونها باشه ولی پدر وظیفه شناسیه.
ولی عزیزم تو باید مادری باشی که علاوه بر عشق و محبتت بتونی الگوی کاملی از یک زن باشی. باید به خودت, احساست و خواسته هات احترام بذاری. باید ارامش و رضایت خودت را در اولویت بذاری.
ارزو باید خودت را دوست داشته باشی.
ببین عزیزم من شرایط دقیق تو را نمی دونم ولی راهایی که به نظرم میرسه را بهت میگم می تونی بدون ابنکه با خودت رودربایسی داشته باشی راهی را که با روحیات و شرایطت بیشترین همخوانی را داره انتخاب کنی و خودت را از این برزخ نجات بدی.
1. جدایی: اگه می تونی از لحاظ اقتصادی و البته روحی استقلال خودت را بدست بیاری این روش می تونه برات مناسب باشه. جایی نوشته بودی که تا 2 سالگی بچه همسرت اجازه کار بهت نمیده. بعد از جدایی اینکه کار کنی یا نه انتخاب توه نه همسرت. برای کار کردن هم باید بدونی همه در اغاز از کارهای کوچیک شروع کردن نه از یه کار با شراط ایده ال.
2.ادامه زندگی: اگه بهر دلیلی فکر می کنی طلاق با روحیات تو سازگار نیست و مجبوری به این زندگی ادامه بدی باید شرایطت را مناسب تر کنی تا کمتر اسیب ببینی.
1-2. در پیش گرفتن شرایط فعلی: ارزو تو الان با شوهرت زیر یک سقف زندگی میکنی ولی عملا روابطتون هیچ شباهتی به رابطه بین زن و شوهر نداره. یه جور طلاق عاطفی. اگه می خوای به این شرایط ادامه بدی لااقل باید کاری کنی که احساس بهتری داشته باشی. یعنی تو, تو خونه به امور بچه ها و کارهای پدر بچه ها رسیدگی می کنی و در عوض از نظر اقتصادی تامین میشی. عملا در درون احساس میکنی که از همسرت جدا شدی بدون اینکه هزینه های طلاق را بدی. اگه فکر می کنی قادر به تغییر شرایط نیستی بایداز زاویه ای به مسئله نگاه کنی که ارامشت را بدست بیاری.
2-2. به شوهرت بگی که از همه چیز مطلع هستی و قاطعانه ازش بخوای این رابطه را تموم کنه.
این روش ریسک اینا داره که تو مطلع بشی این خانوم همسر رسمی شوهرته و مجبور بشی بین زندگی دو همسری و طلاق انتخاب کنی ولی در هر صورت تکلیفت مشخص میشه و از این درد درونی راحت میشی و می تونی مشکلت را بروز بدی.
ارزو قبلا روشهایی برای نزدیک شدن به همسرت و تغییر شرایط را هم من و هم دوستان دیگه گفتن. اگه فکر می کنی جواب میده روی اون روش ها تمرکز کن.
ارزو این فاصله بین تو و شوهرت و سکوت تو فقط و فقط به ضرر خودته. حتی ممکنه بعدا شوهرت عدم تمکین از طرف تو و نداشتن رابطه زناشویی را بهانه کارش بدونه و تو را متهم کنه.
به هر حال هر روشی را که انتخاب کردی چه طلاق و چه ادامه زندگی, اول باید شرایط را برای انجام تصمیمت مساعد کنی و از همه نظر خودت را اماده تغییرات در زندگی و نگرش به زندگی کنی و بعد پیش بری.
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)