koloniعزیز ممنون از توضیحات شما... الان موضوع شفاف شد.
باید بگویم موقعیت ...موقعیت دشواریست من هم قبول دارم... اما می دانی تمام دشواری ها از کجا ناشی می شد؟
از وقتی که شما و همسرتان وارد یک نوع طلاق عاطفی شدید...
koloniبزرگوار شما با پذیرفتن شرط و شروط همسرتان برای اینکه تنها به عنوان هم خانه ی یکدیگر باشید نه شریک زندگی.... یک نوع "طلاق عاطفی" به خود و همسرتان چشاندید.
آنهم در شرایطی که همسرتان بدلیل باردار بودن نیازمند محبت و آغوش گرم همسر بود... حتی جنین (فرزند) شما بیش از مادر به این محبت احتیاج داشت.
koloniگرامی خانم ها در دوران بارداری بدلیل دگرگونی خلق و خو و حالات روحی .... طبیعی است که گاهی خشمگین.... گاهی پر غرور... گاهی نابخشوده... و گاهی لجوج باشند.
شما نمی بایست لجاجت ایشان را برحسب خواسته ی واقعی ایشان می پنداشتید.
البته لازم به ذکر است همسر شما نیز در این بین مقصر بوده است.......
در مواقعی که زوجین بر سر مسائل زناشویی از جمله مسائل جنسی اختلاف دارند... تنها راه مذاکره برای حل آن است نه تعیین شرط و شروط. بهتر بود شما در اولین گام با همسر خویش نزد یک مشاوره خانواده می رفتید و قطعا او با راهنمایی های لازم مشکل را حل می کرد.
"کوتاه نیامدن" از طرف شما و متقابلا همسرتان باعث به وجود آمدن این مشکل شده است.
.......................................
توصیه::
koloniعزیز بهترین راه شکستن غرور و ابراز احساسات واقعی نه تنها با اعمال بلکه به زبان است.
توصیه می کنم بعد از مدت زمانی که همسرتان آرامش خود را بدست آورد به هر طریقی چه با یاری خواستن از اطرافیان و چه مراجعه به یک مشاور خانواده ....همسرتان را همراهی نمایند و پیشش باشید حتی اگر ایشان شما را طرد کرد..
یکبار طرد کرد دوباره تلاش کنید...... با او یک قرار ملاقات بگذارید و در جایی خلوت و با آرامش(بهتر مکانی باشد که اوایل ازدواج بدان جا مراجعه می کردید) ابتدا از او بخاطر تمام کمبودها و نادیده گرفتن ها عذرخواهی کنید...بگویید که می دانم اشتباه از جانب من بود.
بگویید در آن مدتی که از یکدیگر دور بودیم( هم خانه)..... همواره آرزویتان این بود که برای یکبار هم که شده در آغوشش بگیرید و بهش محبت کنید ولی غرور بی جایتان این اجازه را نداده.
به او بگویید که منظوری از گفتن اینکه "برایم جذاب نیستی" نداشتم..... بگویید که دلیل کاهش میلم به روابط جنسی نه ""خود تو"" بلکه ""سلامتی تو و فرزندم"" بود.
بگویید سلامتی او برایتان با ارزش تر از هر چیزی بود.
.................................................. ...................
به هر حال این مشکل حل شدنی است و اصلا جای نگرانی نیست... یکبار دیگر تاکید می کنم برای حل این مشکل یک فرد ثالث لازم است که رابطه ها را نزدیک تر سازد..
این فرد ثالث شامل"" مشاور خانواده"" و یا اطرفیان امین است.












علاقه مندی ها (Bookmarks)