با سلام به همه دوستان.
مسئله ای که الانمیخوام با شما مطرح کنم در رابطه با خواهرم هست. چرا که شوهر خواهرم این مسئاله رو با من مطرح کرده و راه حل خواستهو البته خود من هم خیلی نگران زندگی اینها هستم.
خواهر من حدود 7 سال پیش با پسری که توی دانشگاه آشنا شده بود ازدواج کرد البته حدود 2 سال با هم در تماس بودیم یعنی هم خواهرم و هم مادر و کمی هم پدرم وآشنائی کامل نسبت به این آقا داشتیم.پسری کاملا مسئول خوش اخلاق و فهمیده از لحاظ اعتقادی هم همسان. ولی خوب به کار اشتباهی که ما مرتکب نشدیم تحقیقات کامل در مورد خصوصیات اخلاقی خانواده ایشون بود چرا که بعدا متوجه شدیم خانواده ایشون از لحاظ فکری در سطح پائینی هستند الببته پدر ایشون تحصیلکرده هستند امابه اصول مردسالاری در خانوادشون معتقند و میدونین که همچین مسئاله ای الان یک موضوع ترد شده است.به هر حال این ازدواج سر گرفت و ناگفته نماند خواهر من خواستگارای خیلی زیادی داشت و از لحاظ ظاهری کامل بود ..زیبائی سطح خانوادگی تحصیلات و غیره اما خصوصیت بدی که داره وقتی عصبانی میشه قابل کنترل نیست و دختر خودداری نیست و خیلی سریع عکس العمل نشون میده این مسئاله هم در دوران زندگیش برای همسرش غیر قابل حل بوده و اون نتونسته تا به حال به اون در رفع این مشکل کمک کنه و چه بسا باعث تشدید اون هم شده.
بعدازوارد شدن خواهر من به این خانواده بدگوئیها و ناهمگونی مادر و خواهران همسر خواهرم با اون شروع شدو طوریکه جلو روی اون با اون خوب بودن اما در نبودش از خصوصیات منفی اون برای شوهر خواهرم یک مشکل غیر قابل حل درست میکردن. البته این مسائل رو من از جانب خواهرم مطرح نمیکنم و فقط از گفته های شوهر خواهرم برداشت کردم و قصد ندارم خواهر شوهر و مادر شوهر رو آدمهای بدی جلوه بدم چرا که من معتقدم همسران باید خانواده های همدیگر رو مثل خانواده خودشون دوست داشته باشن . اما خوب متاسفانه در مورد خواهر من مادر شوهرش با وجود اینکه خانم جا افتاده و کاملی هست نتونسته خواهر من رو به عنوان دخترش بپذیره. به هر حال طبق قول و قراری که ما در دوران بله برون گذاشته بودیم بعداز جشن مفصلی که پدرم برای نامزدی خواهرم گرفت خانواده همسرش حاضر نشدن حتی هزینه یک جشن عروسی مختصر رئ برای خواهرم بدند و این موضوع برای خواهرم یک مسئاله مهم طی دوران زندگیش شده.
الان با گذشت زمان خواهر و شوهر خواهرم تبدیل به دو آدم کاملا متفاوت شدن. به هیچ عنوان علاقه قبل رو ندارن. برنامه ریزی خاص برای زندگی مشترکشون ندارن. شوهر خواهرم مثل قبل در برابر مخارج خونه خودش رو مسئول نمیدونه ..خواهرم مدام اون را با همکاران مرد خودش مقایسه میکنه و به زندگیش نمیرسه.
دو شیفت کاری برای خودش درست کرده بیرون از منزل/
شوهر خواهرم کم حرف بداخلاق و بی تفاوت شده.. تمام اوقات خودش رو بیرون لز منزل یا پشت کامپیوتر میگذرونه(گیم بازی میکنه ...مرد 32 ساله) و به جای مطح کردن موضوع با خواهر خودم مسائلشون رو همیشه با من مطرح میکنه...و از من خواسته خواهرم رو پیش مشاور ببرم و من از اون خواستم که 2 نفرشون برن ..اما میگه من مسئاله ای ندارم و خواهرت شخصیت 2 گانه داره....و کلی چیزای دیگه...