سلام دوستان ممنونم از جواب هاتون
اول اینکه گم تو پست 8 یه قسمت از حرف های من اشتباهی رفته تو نقل قول.
[/quote]آیا با هم رابطه جنسی دارید ، محدودیت در رابطه دارید یا خیر ؟

اگر جواب مثبت است و محدودیت هم ندارید ، بررسی کنید که آیا از وقتی رابطه جنسی بدون محدودیت داشتید این ابراز عواطف کمتر شده ، یا خیر ؟[/quote]
رابطه ما محدودیت داره خودم محدودش کردم بعد از اینکه اون اختلاف بینمون پیش اومد تا حدی محدودش کردم چون کلا دیگه احساس امنیت ندارم تو رابطه زناشوییم مدام فکر میکنم ممکنه هر لحظه حرفه جدایی بزنه
خودمم فکر میکنم ازین موضوع ناراحته چون گاهی تو دعواها ازش حرف میزنه اما بعد از آشتی میگه عصبانی بودم و منظوری نداشتم .
کلا بعد از اون اختلاف که بینمون پیش اومد هم کمتر میاد سراغم هم کمتر ابراز علاقه میکنه و اخلاقش هم تا حده زیادی عوض شده خیلی زود جوش میاره و گاهی بدون مشورت با من کارهای رو میکنه
حسه زنانه خودم بهم میگه میخواد دوباره یه پسر مجرد باشه شاید فکر میکنه نباید الان ازدواج میکرده
اصلا نمیتونم این مدلش رو پیشه خودم هضم کنم انگار یه آدمه دیگه ایه حتی دیگه احساس قبلیمو هم بهش ندارم اما خودش متوجه نمیشه مثله یه مرده غریبه شده برام اما هنوز دوسش دارم خیلی خیلی ...... میگم شاید اشکال از خودمه که اینجوری شده مثلا قبلا فکره اینکه من ازش ناراحت باشم داغونش میکرد و اینو تا یه هفته قبل از اون اختلاف تو عمل ثابت کرده بود اما الان دیگه خیلی راحت میتونه چند روز بی محلی کنه چون مطمئنه هر وقت برگرده من میبخشمش هربار بهش میگم داریم از هم دور میشیم خواهش میکنم کمکم کنید تا دوباره آدمه قبلی بشم که مدتها برای بدست اوردنش تلاش کرد و تو روی همه ایستاد و چقدر چقدر باهام حرف زد تا راضی بشم باهاش ازدواج کنم و شب عقد چقدر خوشحال بود انگار هر چیزی رو که میخواسته بدست آورده اما حالا خیلی راحت تو روی من می ایسته و میگه نمیخوامت ، درستت میکنم،...و بعد از دعوا خیلی راحت میگه ببخشید عصبانی بودم ..... و ........................ انشالله خدا هم کمکم کنه
درسته بی خبری سخته اون هم در حالیکه شما تمام روز رو به اون فکر می کنید اما تماس نگیرید با خودتون مبارزه کنید . خودتون رو به هر کاری که میدونید فکرتون رو مشغول می کنه سرگرم کنید .
دارم تمامه سعیمو میکنم و خدا رو شکر تا حالا موفق بودم :D
لطفا بقیه دوستان هم نظر بدن