[align=justify]همسفر عزیز

گفتن این حرف برام خیلی سخته، اما شما در زمان دوستی باید از خیانت همسرتون می ترسیدید، امروز دیگه باید خیانتش رو باور کنید.

شما نشانه های این موضوع رو در همه مراحل ارتباطتون دیدید ولی متاسفانه نخواستید این حقیقت رو باور کنید که دوست، نامزد، و همسرتون از مهمترین معیار ازدواج برخوردار نیست!

خیانت برای دوست پسرها و دوست دخترها هم تعریف می شه و اونها هم باید متعهد باشند. و پسر یا دختری که نتونه به دوستش متعهد باشه، یعنی این خصوصیت رو در خودش پرورش نداده. بنابراین شما باید فراموشش می کردید.

بعضی حقایق تلخ هستند، تلخ تر از زهر مار، اما باور نکردنشون باعث محو شدنشون نمی شه.

این آخرین تعریف خیانته که در تالار بهش رسیدیم: (البته مدیر همدردی هنوز تعریف نهایی رو اعلام نکرده اند.)

نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
نقل قول نوشته اصلی توسط philosara
سلام،

تعریف خیانت: خیانت عبارت است از برقراری رابطه جنسی یا رابطه عاطفی با غیر همسر.

تعریف رابطه جنسی: رابطه فیزیکی(لمس کردن)، چشمی(نگاه کردن شهوانی)، فکری(تجسم کردن در حالات شهوانی)، یا کلامی که "توام با تحریک جنسی"، و یا "به منظور ارضاء تمایلات شهوانی" باشد.

تعریف رابطه عاطفی: دوست داشتن و اهمیت خاص قائل بودن. البته در این مورد هم نوع خاصی از دوست داشتن مد نظرم هست و با اشخاص خاصی. که فکر می کنم منظورم براتون واضح باشه، با این حال مثال می زنم.

مثل خانم یا آقایی که همکار یا همسایه یا هم دانشگاهیش رو دوست و محرم اسرار خودش می دونه. گاهی با هم به رستوران می رن، مشکلات زندگیشون رو با هم درمیون می گذارن و از درک، همدردی، و کمک ها و راهنمایی های طرف مقابل خرسند می شن، برای همدیگه به مناسبت های مختلف کادو می گیرن و کارهایی از این دست. خلاصه اینکه اون شخص برای ایشون "مهم" هست. مثلا جلوش به آرایش خودش توجه بیشتری می کنه، یا تیپ می زنه و ...
سلام philosara
بله، تعریف خوبی هست تنها یه اصلاح نیاز داره و اینطور به منظور ما نزدیكتر هست:

تعریف رابطه جنسی: رابطه فیزیکی(لمس کردن)، <strike>چشمی(نگاه کردن شهوانی)، فکری(تجسم کردن در حالات شهوانی)</strike> ، یا کلامی که "توام با تحریک جنسی"، و یا "به منظور ارضاء تمایلات شهوانی" باشد.
تعریف رابطه عاطفی: دوست داشتن و اهمیت خاص قائل بودن با با ابراز احساسات مخفیانه

همسر شما در این تعریف صدق می کنه.

متاسفانه ایشون هیچ قید و بندی برای روابطش در نظر نمی گیره، و وجود "شهوت" رو هم نمی شه نادیده گرفت.

متاسفم که حرفهام اینقدر تلخ اند، راستش خودم خیلی عذاب کشیدم تا نوشتمشون، اما احساس می کنم شما به یک سیلی نیاز دارید تا متوجه بشید کجا ایستاده اید. چون تا ما نتونیم پله ای که روش ایستاده ایم رو تشخیص بدیم، مطمئنا رفته رفته به سمت سقوط پیش خواهیم رفت.

از مواجهه با حقیقیت نترسید چون خدا فقط اونهایی رو فراموش می کنه، که حقیقت رو فراموش می کنند.[/align]