RE: اشعار برگزیده
ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام زان می که در پیمانه ها اندر نگنجد ،خورده ام
در جام می آویختم ،اندیشه را خون ریختم با یارخودآمیختم زیرا درون پرده ام
آویختم اندیشه را کااندیشه هوشیاری کند زاندیشه ها بیزاری کنم ، زاندیشه ها پژمرده ام
دوران کنون دوران من ،گردون کنون حیران من در لامکان سیران من ،فرمان ز قان آورده ام
در جسم من جانی دگر در جان من قانی دگر باآن من آنی دگر زیرا به آن پی برده ام
گر گویم :بیگاه شد ،رو رو که وقت راه شد گویم که:این بازنده گو من جان به حق بسپرده ام
خامش که بلبل بازرا گفتا: چه خامش کرده ای گفتا: خموشی را مبین در صید شه صد مرده ام
برای کسی که ایمان دارد هیچ چیز غیر ممکن نیست .فقط کافیست ایمان داشته باشید
علاقه مندی ها (Bookmarks)