آقای علیرضا خان،بنده اگر در نوشتارم گفتم که:*همین و بس که راه حل همینی است که برشمردم.* منظورم ارائه راه حل از دید خودم برای حل قطعی مشکل مهریه بود و از طرفی داشتم در این جمله خواننده را به جملاتی دیگر در نوشتارم رجوع می دادم.من: در هیچ کجای واژگانم و نوشتارهایم دستور و فرمان به هیچ چیزی را نداده ام.
پس هنگامیکه می گویم شما آرای مرا مصادره به مطلوب می نمایید،دردتان نگیرد!!این است که با اوهام و پیش داوری،مرا محکوم به تضاد با آزاداندیشی می کنید!!!!!!!که تهمت و توهین شما خود آیینه تمام نمای همان ادعایی است در مورد من کرده اید.
می گویید که:
*مگرقرار است که شما دقیقا تفکری یا دینی را زیر سوال ببیرید و یا احیانا زیر سوال بردن مگر شاخ ودم دارد. از سخنان شما این مورد کاملا واضح و مشخص است. لا اقل انتظار میرود که نسبت به گفته ها و سخنان خودتان تسلط داشته باشید و اگر میخواهید که صرفا تعداد پست ها و درجه کاربریتان در سایت بالا برود، این راهش نیست. راه های بهتری هم وجود دارد دوست من.*
با احترام به شما عرض کنم که» اولاً حضرتعالی صلاخیت اظهار نظر در این باره را ندارید.و در ثانی اصلاً سخنان من در مخالفت با اسلام یا دستورات آن نیست.و این نیز از لطایف الحیل شماست که چنین پنداشته و پندار بی معنی خود را بر من و سخنم بار می کنید.
دیدگاه این جانب نیز به امر ازدواج چنینی نیست که ذهن بیمار شما می خواهد.تمام آرای من نه از روی هوس یا بی دانشی که کاملاً پژوهشی و حساب شده است و نظرم درباره تقسیم بالمناصفه اموال منقول و غیرمنقولی که پس از ازدواج بدست امده است،دستکم در مورد زوج(مرد) همین حالا دارد در دادگاه ها اجرا می گردد.
این اندازه هم سخن مرسوم را درباره اسلام تکرار نکنید که فقط ناآگاهی و جهل خود را بر همگان آشکار می سازید،چرا که: اجرای دستورات دینی در هر دورانی باید منطبق بر شرایط آن دوران باشد تا جایی که بر اصل دین صدمه نزند.
در پایان اشاره نمایم که: بنده به هیچ روی قصدم پوزش از شما در آن نوشتار نبود و هدفم چیز دیگری بود که بدان رسیدم.